تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1033

مساهمون:

ص١٠٣٣
هامش
گفت : « از مرگ گريختيد وبه مرگ گرفتار شديد . حمد خدا را كه مرا به شما ظفر بخشيد . » برخاست وكت آن‌ها را بست وآن دو كودك شب را با كت بسته خوابيدند . وچون سپيده دميد ، غلام سياهى فليح نام را خواست وگفت : « اين دو كودك را ببر كنار فرات وگردن بزن وسرشان را براي من بياور تا نزد عبيداللَّه برم ودوهزار درهم جايزه بگيرم . » غلام شمشير برداشت وآن‌ها را با خود برد . جلوى آن‌ها مىرفت وچون كمي از خانه دور شدند ، يكى از كودكان گفت : « اى سياه ! تو مانند بلال مؤذن رسول خدايى . » سياه گفت : « آقا به من دستور داده گردن شما را بزنم ، شما كيستيد ؟ » گفتند : « ما از عترت پيغمبرت محمديم . از زندان عبيداللَّه از ترس كشتن گريختيم واين پيرزن شما ما را مهمان كرد وآقايت مىخواهد ما را بكشد . » آن سياه به پاى آن‌ها افتاد وبوسيد ومىگفت : « جانم قربان شما ورويم سپر شما اى عترت مصطفى ! به خدا محمد در قيامت خصم من نباشد . » شمشير را از دست خود به سويى انداخت وخود را به فرات افكند وبدان سوى گريخت . مولايش فرياد كرد : « نافرمانى مرا كردى ؟ » گفت : « من فرمانت بردم تا نافرمانى خدا نكنى وچون خدا را نافرمانى كنى ، من در دنيا وآخرت از تو بيزارم . » پسرش را خواست وگفت : « من حلال وحرام را براي تو جمع مىكنم وبايد دنيا را به دست آورد . اين دو كودك را ببر كنار فرات وسر آن‌ها را بزن وسرشان را برايم بياور تا نزد عبيداللَّه برم ودوهزار درهم جايزه بياورم . » أو شمشير را گرفت ، جلوى كودكان مىرفت وكمي رفت كه يكى از آن‌ها گفت : « اى جوان ! من از آتش دوزخ بر جوانى تو مىترسم . » گفت : « عزيزانم ! شما كيستيد ؟ » گفتند : « از عترت پيغمبر توييم وپدرت مىخواهد ما را بكشد . » آن پسر هم بر پاى آن‌ها افتاد وبوسيد وهمان گفتار غلام سياه را به عرض رسانيد وشمشير دور انداخت وخود را به فرات افكند . پدرش فرياد كرد : « مرا نافرمانى كنى ؟ ! ! » گفت : « فرمانبردارى از خدا بر فرمان تو پيش است . » آن شيخ گفت : « جز خودم كسى آن‌ها را نكشد . » خودش شمشير گرفت وجلوى آن‌ها رفت تا كنار فرات شمشير از غلاف كشيد . چون چشم كودكان بر شمشير برهنه افتاد ، چشم آن ها پر از أشك شد وگفتند : « اى شيخ ! ما را به بازار ببر وبفروش ومخواه كه -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1033 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية