تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
هامش
از ديده مىباريد . يك سال بعد از شهادت سالارش دق كرد ودرگذشت . اما اين قول كه گفته‌اند أو در راه بازگشت از شام به مدينه نزد قبر امام حسين عليه السلام أقامت كرد وشب وروز مىگريست ، صحيح نمىباشد . زيرا عقيلهء بنىهاشم ، زينب كبرى متكفل حفاظت أهل حرم بود وامكان نداشت اورا در آن صحراى سوزان وانهد . وحال آن كه هيچ يار دلسوزى نداشت ووجود هيچ يك از عزيزانش بر سرش سايه گستر نبود . به هر حال ، در آن يك سالى كه بعد از سيد الشهدا زيست ، بزرگان عرب درصدد وصلت با أو برآمدند ، اما وى خوددارى ورزيد وگفت : « بعد از رسول خدا كسى را پدر شوهر نمىگيرم . » وحق داشت ، چرا كه چه كس همتاى « سرور جوانان بهشت » بود ؟ يا كدامين فرد در عظمت وجلالت به پايهء على مرتضى مىرسيد ، كه نسبتش به پيامبر چون نسبت هارون به موسى است ؟ از « امامه » همسر أمير المؤمنين صلوات‌اللَّه عليه ونوادهء رسول خدا صلى الله عليه وآله روايت ( از امام ) شده كه روا نيست همسران پيامبر وأئمة عليهم السلام بعد از ايشان ازدواج مجدد نمايند ؛ كه تمامى زوجات وكنيزهاى أمير المؤمنين عليه السلام به اين حديث عمل كرده وبه عقد كسى درنيامدند . طارمى ، ترجمهء حضرت سكينه عليها السلام للمقرّم ، / 252 قدر مسلم تا يك سال بعد از وفات سيدالشهدا حيات داشته وظاهراً در مدينه از دنيا رفته است . ولا يخفى بر حسب اين تاريخ رباب هنگام وفات كمتر از شصت نمىشود داشته باشد . تقريباً چون يك سال بعد از وقعهء كربلا زنده بود . وبايستى بين زفاف وحامله شدن رباب به سكينه بسيار فاصله شده باشد . چه آن كه حضرت سكينه در سنهء 117 وفات كرد . واگر فرض كنيم اين ازدواج در آخر خلافت عمر بود باز هم لازم دارد كه حضرت سكينه حدود صد سال زندگانى كرده باشد . واحدى اين را احتمال نداده است بلكه مشهور اين است كه حضرت سكينه در زمين كربلا سيزده سأله يا چهارده سأله بوده است . واللَّه العالم . كيف كان رباب زن باوفايى بوده ، وبنابر اين كه امرء القيس در سنهء چهارده يا شانزده به شرف اسلام مشرف شده ، ورباب را تزويج به حضرت حسين كرده باشد ، بايستى رباب أول زنى باشد كه به حبالهء نكاح حضرت حسين عليه السلام درآمده باشد . ومعروف بين مورخين هم همين است . ابن‌اثير جزرى در كامل التواريخ مىنويسد كه رباب را در سلك اسرى به شام بردند ، چون به مدينه بازگشت ، قومي از اشراف قريش وى را خطبه كردند ، نپذيرفت وگفت : ما كنت لأتّخِذ حمواً بعد رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم . پس هم‌چنان يك سال به ضجرت وكربت بزيست واز زير آسمان به سايه نرفت تا اين كه ناتوان گرديد واز فرط حزن واندوه به رحمت حق پيوست . وثقة الاسلام كلينى در كافى از مصقلة بن الطحان روايت كند كه گفت : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود : هنگامى كه حضرت سيدالشهدا عليه السلام شهيد شد : أقامت امرأة كلبية على قبر أبي عبداللَّه مأتماً [ سپس كلام كلينى را بيان مىكند همانطور كه بيان كرديم ] .