تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
خليفهء سوم عباسى اشاره شده است ، مادران اين دو از كنيزكان بودند وگفته شده كه در طول تاريخ برادر وخواهرى خوش لحن وآوازتر از اين دو ديده نشده است ، وآن دو با سرودن غزليّات عاشقانه وخواندن ترانه هاى دلكش مورد توجّه همه قرار مىگرفتند وهم آوازى هم مىكردند ، وإبراهيم مهدى دست توانايى در غنا ونواختن آلات موسيقى داشت . إسحاق موصلى با أو هميشه در آوازه خوانى ومغنّى گرى در ستيز بود . وإسحاق عجز وقصور اورا در اداى غنا وآواز آشكار مىكرد واورا مفتضح مىساخت . إبراهيم مهدى دربارهء أمير المؤمنين عليه السلام شديداً منحرف بود . روزى به مأمون گفت كه اورا در خواب ديدم واز أو پرسيدم كيستى ؟ فرمود : علي بن أبي طالب ، به أو گفتم : ما به خلافت سزاوارتريم وتو به خاطر زنى مدّعى اين امر شدى « 1 » ؟ ! أو در پاسخ فرمود : سلاماً سلاماً . مأمون به أو گفت : به خدا بليغترين پاسخ را به تو داده است وبه تو تذكّر داده كه تو مردى جاهل ونادان ولايق جواب گفتن نيستى ، خداى عزّ وجلّ مىفرمايد : « وإذا خاطَبَهُم الجاهِلونَ قالُوا سَلاماً » يعنى وقتي جاهلان ايشان را خطاب مىكنند در جواب گويند : سلام . « 2 » 3 - ارتباط إبراهيم مهدى با اشعب : در اين خبري است كه إبراهيم مهدى در مجلس طربش در حضور جمعى از مغنّيان مثل دُبَيّه وغاضرى وحكم الوادي از عبيده فرزند اشعب مىپرسد كه پدرت غير تو فرزند ديگرى دارد ، وعبيده در پاسخ مىگويد : زياد ، وإبراهيم در پرسشهاى مكرّر از تعداد آنها مىپرسد ، وعبيده تعداد آنها را تا هزاران مىشمرد . إبراهيم باز مىپرسد : مگر پدرت غير تو فرزندان ديگرى داشته است ، واينجا عبيده يكى از لطيفه وياوه‌هاى پدرش را نقل مىكند كه زيد بن عمرو ابن عثمان با سكينهء مذكوره با شروطى ازدواج كرد ، يكى از آن شروط اين بود كه زيد
هامش
( 1 ) - منظور اينكه تو به خاطر همسرى فاطمه عليها السلام مدّعى خلافت شدى ، وما أولاد عباس عم رسول‌اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم هستيم ، وأو فراموش كرده است كه علي عليه السلام عمو زاده وپسر خوانده وداماد آن حضرت بود ( 2 ) - تلخيص از برگزيدهء الأغانى ، 2 / 259 - 271