نويسنده گويد :
در مورد اين اخبار چهار نكته قابل توجّه است : 1 - اشعب كيست ؟ 2 - إبراهيم مهدى كيست ؟ 3 - چه ارتباطي ميان اين دو نفر است ؟ 4 - نتيجة گيرى .
1 - اشعب كيست ؟
أو از مواليان بود . در كتب تاريخ ، أو را به عثمان بن عفّان « 1 » يا آل زبير « 2 » يا عبداللَّه بن زبير « 3 » يا سعيد بن عاص « 4 » منتسب كردهاند .
پدر أو غلام عثمان « 5 » ويا غلام آل زبير « 6 » بود . با مختار بن أبي عبيده ثقفى همراه شد
هامش
شبى در بزم هارون وعموى وى إبراهيم بن مهدي شركت داشت وبراي اين دو آوازهخوانى مىكرد . در آن ضمن ، إبراهيم از طمع ( وشهوترانى ) پدر شعيب جويا شد تا آن شب را با ياد خوشگذرانىهاى أو به سر برند . سپس إبراهيم از أو دربارهء نزديكانش سؤال كرد . شعيب گفت : « تعدادشان به هزاران نفر مىرسد ! »
إبراهيم گفت : « بدبخت ! بين تو وپدرت اشعب كه واسطهاى نيست ، پس اينان از كجا آمدهاند ؟ »
شعيب براي اثبات اين بلندپروازى حديثي دروغين وضع كرد وبر ساحت بانو سكينه ، دختر سرور جوانان بهشت جسارت وارد ساخت . أو به سكينه خاتون تهمت بر بست كه با زيد بن عمر بن عثمان بن عفان ازدواج نموده است ؛ كما اين كه به أو افترا زد كه مال بسيارى كه حتى در عرف هم پسنديده نيست ( براي ضيافتها وبزم شاعران ! ) خرج مىكرده است .
درصورتى كه بعد از توجه به اين كه پدر أو اشعب از غلامان خاندان زبير بوده ودر خانهء عايشه ، دختر عثمان بن عفان پرورش يافته است ، قيمت اين حديث پسرش شعيب واضح مىشود . مزيد بر آن كه اين سخن ، كلام مجلس عشرت بوده است وبايد جزء افسانههاى هزار ويك شب باورش نمود .
طارمى ، ترجمهء حضرت سكينه عليها السلام للمقرّم ، / 229 - 230
( 1 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 93 ، تاريخ بغداد ، 7 / 37 ، تاريخ دمشق ، 9 / 110 ، 111 ، 112 ، 113 ، وسير أعلام النّبلاء ( ط دار الفكر ) ، 7 / 55
( 2 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 94
( 3 ) - تاريخ بغداد ، 7 / 37 ، تاريخ دمشق ، 9 / 110 ، 111 ، 112 ، 113
( 4 ) - تاريخ بغداد ، 7 / 37 ، تاريخ دمشق ، 9 / 110 ، 112 ، 113
( 5 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 93 ، 109
( 6 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 93 ، 121