تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
خاطر حد خورد وموهاى سرش را تراشيدند ودور شهر چرخاندند وأو فرياد مىزد كه از اين وضع من عبرت بگيريد ومرتكب اعمال زشت وشنيع نشويد ، وبه أو پاسخ داده مىشد : ما آنچه را كه خدا ما را از آن بازداشته است انجام نمىدهيم نه اينكه وضع تو را ببينيم وانجام ندهيم « 1 » . از مجموعه اخبارى كه راجع به اشعب نقل شده است مىرساند كه أو فردى حاضر جواب ، هرزه گو ، دلقك ومسخره چى بوده است . طفيلى بودن وشكم بارگى أو در بين مردم معروف بوده به طورى كه به أو اشعب الطمّاع يا الطّامع مىگفتند . از أو ياوه هاى بسيارى راجع به خودش وديگران نقل شده است كه در كتب تاريخ معروف است ، به طور مثال خودش مىگويد : به خاطر اين به من طامع مىگفتند كه هيچ مجلس عروسى در مدينه رُخ نداد مگر اينكه من خانه أم را آب وجارو مىكردم به اميد اينكه آن عروس را براي من بياورند « 2 » . در مدينه مطربانى هرزگو بودند كه با گفتار وكردارشان مردم را مىخنداندند ومردم هم براي خوش گذرانى گرد آنها جمع مىشدند ، واز جملهء اين مجالس ، مجلس قريش بود كه به مضاحكه وياوه گويى مىپرداختند . غاضرى واشعب از جمله مطربان اين مجالس بودند كه در رقابت با يكديگر به هم حسد مىورزيدند تا اينكه اشعب بر رفيقش چيره شد واورا از دور مطربى كنار زد ويكه تاز شد وبا عيّاشى مردم را به طرب مىآورد « 3 » . اصمعى در اين باره مىگويد : اشعب را ديدم كه با ساز وآهنگ آواز مىخواند و
هامش
( 1 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 94 ( 2 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 121 ، تاريخ دمشق ، 9 / 120 ، سير أعلام النبلاء ، 70 / 52 ، لسان الميزان ، 1 / 453 ( 3 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 108 - 109 ، 118
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 759 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية