صداى أو مثل صداى بلبل بود « 1 » . إسحاق موصلى اورا به جهت طنز ولطيفه گويى ومغنّىگرى تحسين كرده است ، وعبداللَّه بن مصعب زبيرى در مورد سحر غناي أو اشعارى به اين مضمون سروده است :
« آن هنگام كه شراب را مزه مزه مىكنم انگار كه بوى مسك يا خوشبوتر از آن را استشمام مىكنم »
« زيد انصارى يا اشعب با صدايى شبيه بلبلان براي من آوازه خوانى كردند »
« گمان بردم كه پادشاهى بر تخت نشسته هستم كه فرشتگان وجمعيت أطراف مردم را گرفتند »
« من در حال عيش ونوش هستم وكارى به كسى ندارم ، كه چه به سرش مىآيد »
اشعب مىگويد : من غنا به ويژه لحن را از معبد ياد گرفتم ، وقتي از معبد راجع به لحن سؤال مىشد مىگفت : از اشعب ياد بگيريد كه أو از من در أداء لحن بهتر است « 2 » .
اشعب اشعار جرير ومعبد را با ساز وآهنگ مىخواند وجوانان نزد أو مىآمدند وبه آنها شيوهء آوازخوانى وغنا را آموزش مىداد . اشعب از جملهء مغنّيان دربار خلفاى بنىاميّه وبنى عبّاس بود وهميشه مورد تأييد وپشتيبانى آنها قرار مىگرفت . يكى از آنها خليفهء فاسق أموي وليد بن يزيد بن عبد الملك بن مروان بود . داستانهايى از هرزگى وليد ومشاركت اشعب با أو در اين هرزگى در كتب نقل شده است « 3 » .
در كتب ومنابع حكاياتى از أو در ارتباط با افرادى مثل : محمد بن عثمان بن عفان « 4 »
هامش
( 1 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 97
( 2 ) - تاريخ دمشق ، 9 / 112 ، به نقل از خطيب بغدادي
( 3 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 7 / 44 ، 19 / 116 ، ترجمهء برگزيدهء اغانى ، 1 / 729 - 730 ، تاريخ دمشق ، 9 / 118 - 119
( 4 ) - الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 19 / 94