3 - المرزباني ، الموشّح ، / 245 - 246
نمايش تصوير
نقد خبر :
عزّه كيست ؟ داستان كثيّر وعزّه در الأغانى « 1 » چنين ذكر شده است :
عزّه دخترى خردسال مشغول چوپانى بود كه كثيّر به أو علاقة مند شد ودر ابتدأ عزّه به أو اعتنايى نداشت ، ولى در پى اشعار عاشقانهاى كه پيوسته براي أو مىسرود به أو دلبسته شد ومراودات آنها تا سن پيرى ادامه داشت . زماني كه عزّه در سنّ پيرى به نزد عبد الملك رفت واز أو پرسيد : كثيّر از چه چيز تو خوشش آمده بود ؛ عزّه در پاسخ گفت : أو از من همان را پسنديد كه مردم در تو پسنديدند وتو را به خلافت برگزيدند . عبد الملك از اين پاسخ خنديد به طورى كه دندان سياهى كه هميشه آن را پنهان مىكرد پيدا شد ، وعزّه به أو گفت : آنچه را خواستم پيدا شد وعبد الملك اورا نزد عاتكة دختر يزيد بن معاوية كه همسرش بود ويا به روايتي نزد برادر زاده اش أمّ البنين دختر عبد العزيز بن مروان ، فرستاد . وآن بانو راجع به يكى از شعرهاى كثيّر از عزّه پرسيد كه أو چه بدهى از تو مطالبه مىكند ؟ پاسخ داد : يك بوسه به أو وعده
هامش
( 1 ) - [ الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 9 / 19 - 20 ]