آن انتقاد وليد أموي وابن أبي عتيق است نسبت دادن سخنان انتقاد آميز ابن أبي عتيق به سكينه بنت الحسين عليهما السلام نشان از غرض ورزى راوي خبر مصعب زبيرى است كه حقد وكينهء أو نسبت به آل أمير المؤمنين عليهم السلام بر كسى پوشيده نيست .
خبر دوم : عروة غزلي به مضمون زير سروده است :
1 - اى واي از نگاهى كه مرا در يك روز معين اذيت كرد وتا كي اين اذيت در چشم من مىماند .
2 - وقتي سرّ خود را براي أو فاش كردم ، گفت : تو به خاطر من سرّرا نگه مىداشتى ومخفى مىكردى ، پس حالا هم مرا رسوا نكن .
3 - آيا نمىبينى چه كساني دُورِ من هستند ، به أو گفتم : عشق خود را وآنچه كه من به چشم خود مىبينم ( يعنى رويت ) را بپوشان .
4 - اگر از عشق اذيت در جگرم يافتم با آب آن را سرد مىكنم .
5 - اين آب سرد ظاهر جگرم را سرد مىكند ، امّا آتشى كه احشاء دلم را مىسوزاند چه چيز يا چه كس مرا از آن آتش نجات مىدهد ؟
معترض در پاسخ به اين ابيات گفته است كه : اين كنيزان آزادند اگر اين اشعار را از قلب سالم يا درست وصحيح خارج شده باشد ؟ ! وكتاب العقد الفريد ، 7 / 14 ، والمعارف ، / 492 ، والأغانى ، 18 / 473 ، وتاريخ دمشق ، 42 / 166 معترض را زنى مجهول ذكر مىكنند ( عبارت عربى : وقفت امرأة على عروة بن أذينة ) ، ودر كتاب العقد الفريد والمعارف نقل شده است ، وآن زن ( امرأة ) به عروة مىگويد : آيا تو واقعاً آدم صالحي هستى كه اين اشعار را مىگويى ؟ به خدا سوگند كه شخص صالح اين جور شعر نمىگويد ( يعنى : اين حرف مال آدم بي بند وبار است ) .
نتيجة اينكه : اين اعتراض از هر كس كه باشد پاسخ مناسب ودرست به اين اشعار است .
[ از كتاب مظلومه اى در تاريخ ]
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 735
مساهمون: مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
ص٧٣٥