ترجمهء خبر : هارون بن زيات گويد : ابوحذافة سهمى گويد : به من چند نفر گفتند كه يكى از آنها محمد بن طلحه بود كه سكينهء ( بىانتساب ) سوار بر شترش شد واز زوراء ( بازار مدينه ) به سوى قصر بريدى ( يا زينبى ) نزديك جماء حركت كرد . در عقيق كه نزديك آنجا بود باران شديد باريد وسيل در عقيق جارى شد وسكينه با كنيزكانش آمدند تا به محل سيلاب رسيدند وبر كنارهء آن نشستند . سكينه پاهايش را در سيلاب مىماليد وگفت : به خدا سوگند كه اين ساعت در اين قصر بهتر از زوراء است .
اين اخبار راجع به يك زن أموي مجهول الاسم ، وسكينه مجهول النسب است كه به خاطر بىبند وبارى بسيار عمداً ناشناخته معرفى شده اند از ذكر نام ونسب آنها امتناع شده است . آيا مىتوان اين خبر سكينه بىانتساب در درّهء عقيق را به دختر سيد الشهدا عليهما السلام نسبت داد ؟ آيا اين ناشى از حقد وبغض وكينه وحيله راويان اخبار نيست كه هر عمل سويى را خواستهاند به بانوان حريم رسالت نسبت بدهند .
[ از كتاب مظلومه اى در تاريخ ]
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 559
مساهمون: مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
ص٥٥٩