تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
كما لا يفوتنا ما اختصّها به أبوها الشّهيد بمزيد العناية ، وعطف عليها عطفاً ينم عن منزلتها الكبرى عنده وأ نّه على شرف النّسبة قد تحلّت بنفسية فاضلة ، وازدانت بخيم كريم وفضيلة رابية ، ومن ذلك قوله عليه السلام مسلِّياً لها لما رآها منحازة عن النِّساء تبكي
هامش
امام عليه السلام آن حضرت را منع كرد وأو را در بغل گرفت وفرمود : « اى فرزند ! تو از ذريه من ، أطيب هستى وأفضل عترت من باشى ، وتو خليفهء من بر اين عيال واطفالى . چه ايشان همه غريب وتنها وبىيار هستند وبه درد ذلت ويتيمى وشماتت دشمنان ونوائب زمان دچارند . هر وقت بيرون خواهند شوند ، ايشان را ساكت وساكن دار وچون پريشان شوند ، مأنوس فرماى وبا سخن نرم خاطرهاى ايشان را تسلى ده ! چه از مردان ايشان كسى كه ايشان به أو انس گيرند ، غير از تو باقي نيست وهيچ كس را ندارند كه غم واندوه خويش را به أو بنمايند ، مگر تو . ايشان را بگذار تا تو را ببويند وتو ايشان را ببوى وايشان بر تو بگريند وتو بر ايشان گريستن كن . » آن‌گاه دست أو را بگرفت وبه أعلى صوت خود صيحه بر زد : « اى زينب ! اى امّ كلثوم ! اى سكينه ! اى رقيه ! اى فاطمه ! سخن مرا به گوش گيريد وبدانيد كه اين پسر من ، خليفهء من است بر شما وأو امام مفترض الطاعة است . » آن‌گاه فرمود : « اى فرزند من ! شيعهء مرا سلام برسان وبه ايشان بگوى كه پدرم غريب بمرد . بر وى ندبه كنيد وشهيد بگذشت بر وى ، گريستن گيريد . » وهم در آن كتاب مسطور است كه امام عليه السلام به ايشان فرمود : « اى ستمديدگان وغريبان ! با اين همه حال به مصيبت من مبتلا خواهيد شد وبعد از آن ، شما را أسير وغارت خواهند كرد وشهر به شهر وديار به ديار خواهند گردانيد وسر مرا با سرهاى برادران وفرزندان وخويشان وياوران به هديه از بهر يزيد مرتد مىبرند . » چون جناب زينب خاتون وامّ كلثوم وسكينه اين سخن بشنيدند ، بىتاب شدند وچنان بگريستند كه سكان سماوات را به فرياد وناله درآوردند . بالجملة ، مطابق ترتيب روايتي كه مسطور مىشد ، چون جناب سيّد الشهدا صلوات اللَّه عليه در آن عرصه پرمحنت وبلا تنها بماند وآهنگ مقاتلت اعدا بفرمود وامام زين العابدين عليه السلام بانگ آن حضرت را در طلب نصرت بشنيد ، با آن حال ناتوان نيزه وبه روايتي شمشيرى برگرفت وافتان وخيزان جانب ميدان سپرد . امّ كلثوم از قفايش بانگ برآورد : « اى برادرزاده ! باز شو . » فرمود : « اى عمه ! دست باز دار تا پيش روى پسر پيغمبر جهاد كنم . » امام حسين فرمود : « اى امّ كلثوم ، أو را باز دار تا جهان از نسل آل محمّد صلى الله عليه وآله وسلم تهى نشود . » آن‌گاه بانگ برداشت : « يا سكينه ! يا فاطمه ، يا زينب ! يا امّ كلثوم ! عليكنّ منِّي السّلام . » سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 1 / 217 - 219