مروان ( 65 تا 86 ه ق ) وقتل مصعب ( 71 ه ق ) نمىرسد ، كه اين گفتهها به أو نسبت داده شود ، ما نيز از طرف علماى اماميه نظير شيخ صدوق ، شيخ مفيد ، شيخ طوسي وطبرسى وديگران ، اخبارى راجع به سرگذشت بنات رسول اللَّه صلى الله عليه وآله بعد از واقعهء كربلا نداريم ، واين خبر الأغانى ج 16 ص 100 نشان مىدهد كه جفاكاران تاريخ ومغرضين براي توجيه خلافكارىهايشان از تشابه اسمى زنانشان با دختران رسول خدا صلى الله عليه وآله سوء استفاده كرده ومىخواستند ساحت مقدّس أهل بيت رسول اللَّه را مخدوش نمايند ، وراويان اخبار مثل : مصعب زبيرى ، زبير بكار ، عوانة بن حكم ، مدائنى ، صالح بن حسان ، شعبى ، مُجالد ، هيثم بن عدي ، أشعب طامع وغيره كه حتى مورد اعتماد أصحاب رواة عامّه هم نيستند از نسبتدادن اينگونه تهمتهاى ناروا به ساحت مقدّس رسول اللَّه صلى الله عليه وآله نيز كوتاهى نكرده اند .
مظلوميت خاندان رسالت فقط در به قتل رساندن وشهادت آنان خلاصه نمىشود ، بلكه با نسبت دادن واشاعهء اين اخبار ناروا وهرزه در مورد دختران رسول خدا صلى الله عليه وآله مىخواستند اوّلًا حد ومرتبهء آنها را پايين بياورند وبعد حسابهاى شخصي خودشان را با أمير المؤمنين علي عليه السلام وفاطمهء زهراء عليها السلام تسويه كنند ، تا شايد آتش حقد وكينه وبغضشان نسبت به آل رسول خدا صلى الله عليه وآله فروكش كند وأمانه تنها به مقصود خود نرسيدند بلكه باعث رسوايى دختران وزنان آلخودشان يعنى آل زبير ، آل طلحه ، آل أمية ، وآل مروان وديگران شدند ؛ زيرا هرزگى وفساد اخلاقى اينان چيزى نبود كه بتوان آن را پنهان داشت ، مثل عايشه دختر طلحه بن عبداللَّه تميمي كه عمر بن ابىربيعه شاعر ماجن قريش در غزليات عاشقانه اش آنقدر از أو ياد مىكند كه مورد اعتراض آل طلحه وآل أبو بكر قرار مىگيرد واورا تهديد مىكنند كه از اين كار دست بردارد ، اما عمر بن أبي ربيعه نام اورا به عنوان « أم طلحه » در اشعارش مىآورد . ( الأغانى ( ط دار الثقافة ) ج 1 ص 190 - 192 ) ، يا حارث بن خالد مخزومى كه دلباختهء عايشهء مذكوره مىشود وبا عنوان بشرى يا بشره در اشعارش از أو ياد مىكند ( الأغانى ( ط دار إحياء التراث العربي ) ج 3 ص 229 - 233 ) ، يا رمله بنت زبير بن عوام خواهر
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 263
مساهمون: مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
ص٢٦٣