با نگاهى اجمالي به زندگى نامهء حضرت سكينه عليها السلام در مىيابيم كه تولد أو در سال 35 ه ق است ، ودر واقعهء كربلا ( سال 61 ه ق ) تقريباً بانوى بيست وپنج سأله بوده است . پدر گرانقدرش به هنگام وداع با أو با عبارت « يا خير النِّسوان » ( يعنى : اى بهترين بانوان ) خطاب كرده ، ودر زمان حيات پدرش با پسر عموى خويش عبداللَّه الأكبر عليه السلام كه در روز عاشورا به شهادت رسيد ، ازدواج كرده است . پس چگونه اين سخن ( أيتمتموني صغيرة ) مىتواند از آن دختر سيدالشهدا عليهما السلام باشد ؟ ! معلوم مىشود كه اين سكينهء مذكوره كسى است كه در كودكى پدرش را از دست داده است وارتباطي با سيدالشهدا عليه السلام ندارد .
عايشه بنت طلحه نيز مصداق اين سخن مىتواند باشد ، زيرا در جنگ جمل پدر وبرادر خود محمد را از دست داد وشوهرش مصعب بن زبير نيز در كوفه كشته شد .
8 - فوت زوجهء مذكوره :
راوي خبر 12 مصعب زبيرى است كه بعد از ذكر أسامي أزواج زوجهء مذكوره نقل كرده است كه أو از دنيا رفت وشيبه بن نصّاح بر أو نمازگزارد به اين ترتيب :
( عبداللَّه بن حسن بن أمير المؤمنين ، مصعب ، عبداللَّه بن عثمان حزامى ، أصبغ مروانى ، زيد عثمانى ، إبراهيم بن عبدالرّحمان بن عوف زهرى ، بعد فوت أو با اين لفظ : قال :
وماتت فصلّى عليها شيبه بن نصّاح . )
جريان فوت زوجهء مذكوره در كتب أدب به تفصيل ذكر شده است ، از جمله در اغانى ج 16 ص 116 - 117 « 1 » از قول مشايخ بنىهاشم ( مجهول الاسم والحال ) چنين آمده است :
زوجهء مذكوره در اوّل يك روز گرم وسوزان فوت كرد ووالى مدينه خالد بن عبد الملك « 2 » بود به أو خبر دادند ، وأو وعده مىداد كه مىآيم وبر أو نماز مىخوانم ، اما
هامش
( 1 ) - [ الأغاني ( ط دار الكتاب التّراث العربي ) ، 16 / 380 ]
( 2 ) - تاريخ دمشق ج 18 ص 122 - 124 رقم 1890 مىگويد : أو فرزند حارث بن حكم بن أبي العاصاست وسال 114 ه ق از طرف هشام بن عبد الملك والى مدينه به مدت هفت سال بود ودر زمان أو مردم مدينه با قحطى روبرو شدند كه به دوران امارت أو در مدينه « سُنيّات خالد » يعنى سالهاى خالد گويند ، وأهل باديه به شام كوچ كردند