در الأغانى ج 16 ص 100 آمده است : أخبرنا الحسن بن عليّ ، قال : حدّثني أحمد ابن الحارث ، قال : حدّثنا المدائني ، قال : خطبَ سكينة بنت الحسين عليهما السلام ، عبد الملك بن مروان ، فقالت أُمّها : لا واللَّه لا يتزوّجها أبداً وقد قتلَ ابن أُختي ( أو أخي ) يعني مصعباً .
يعنى : عبد الملك از سكينه خواستگارى كرد ، مادر سكينه گفت كه به خدا قسم هرگز أو به ازدواج كسى كه پسر خواهرم ( يا برادرم ) يعنى مصعب را كشته است درآورده نخواهد شد .
از دو عبارت « أُمّها » « ابن أُختي ( أو أخي ) يعني مصعباً » استنباط مىشود كه مادر سكينهء مذكوره بايد خواهر رباب بنت أنيف كلبى كه زوجهء زبير بن عوام ومادر مصعب ورمله است باشد ، اين سكينهء مذكوره كه به عقد مصعب درآمده است خواهر زاده يا برادر زاده رباب بنت أنيف كلبى است ، واين سكينه نمىتواند بنت الحسين عليهما السلام باشد ، پس آن ترتيب وتعداد أزواج وچگونگى ازدواجها وابيات مغنيان در خبر 10 و 12 كه با مطلع « نكحت سكينة » شروع مىشود ( به اين معنى كه سكينه به حساب به سه نفر شوهر كرده است ، واگر بر أو وارد شوى چهارمى مىشوى ! ) ، واخبار مربوط به فوت سكينه كه با آن وضعيّت نقل شده وبالآخرة شيبة بن نصّاح بر ميّت نماز خواند وهم چنين اخبار أو با جمع شعراء ومغنيان كه به آن تفصيل در كتب أدب نقل مىشود مىتوان به طور قاطع ادعا كرد كه در مورد خواهر زاده يا برادر زاده رباب دختر انيف كلبى مادر مصعب بن زبير مىباشد .
اين موضوع در تاريخ به وضوح روشن است كه مادر سكينه بنت الحسين عليهما السلام رباب « 1 » بنت امرئ القيس كلبى است كه بعد از واقعهء عاشورا اشراف قريش از أو خواستگارى كردند وأو در پاسخ آنها گفت : من پدر شوهرى بعد از رسول خدا صلى الله عليه وآله نمىخواهم ، ومدت كمي ( كمتر از يك سال وحدود سال 62 ه ق ) بعد از شهادت سيد الشهدا عليه السلام در اين دنيا زيست وعُمر شريف أو به زمان خلافت عبد الملك بن
هامش
( 1 ) - جمهرة الأنساب لابن حزم ص 455 - 457 ، به ترجمهء رباب در اين كتاب رجوع شود