تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
توسّط خدمتگزارش آن زنان را فراخواند وبه خرج مردان قريشى سفره اى براي آنان مهيا كرد وآن زنان لباسهايشان را از تن درآوردند وجلوى أو عرض اندام كردند وأو هم آنها را به خوبى برانداز كرد وبه نزد آن مردان قريشى كه در سقيفة منتظر بودند بازگشت ومشخصات ظاهري وجسماني زنان از جمله عايشه را با توجه به توصيفات خبر راوي براي مصعب وصف كرد . مقدّمهء دوم : در خبر است : دستهء از آواز خوانان ومغنيان در مدينه بودند كه زيبارويى وخوش خوانى وهزله‌گويى را در خود جمع داشتند ، اينان بيشترشان شاعر ومطرب ودر عين حال هرزه وبى بند وبار بودند ، لباس‌هاى زنانه مىپوشيدند واداهاى زنانه از خود درمىآوردند ، براي مقلدى ومطربى به سراى امرا وأعيان وبه مجلس طرب دعوت مىشدند ودر اندرون اشراف عرب رفت وآمد مىكردند آنان را مخنّث مىگفتند . مخنّث در لغت مرد نرمخوى زن صفت است ، خنّثه خنثاً يعنى كسى را استهزا كردن « 1 » . تاريخ مخنّثان مدينه به دروان قبل از اسلام مىرسد ، نام چند تن از ايشان كه در عهد رسول اللَّه صلى الله عليه وآله بودند در تاريخ ثبت است ، از جمله هِنْب « 2 » در سال هشتم هجرى در محاصرهء طائف به خيمهء أم سلمة درآمد ودر محضر پيغمبر براي عبداللَّه برادر أم‌سلمه از اندام‌هاى زنى تعريف‌هايى كرد كه دور از أدب بود . آن حضرت را خوش نيامد وامر كرد اورا به خاخ « 3 » در خارج از مدينه تبعيد كنند . وديگر « ماتع » بود كه از مدينه بيرون كردند ، وبه بانوان امر فرمود كه « لا يدخلنّ عليكنّ هؤلاء » ، يعنى : اين مخنّث ها نبايد وارد خانهء شما بشوند « 4 » .
هامش
( 1 ) - در قاموس لغت معنى مسخره ، وهيزو مفعول هم مىدهد ( 2 ) - هِنْب ( مخنّث نفاه النّبيّ ( ص ) ، والذي جاء في الحديث أنّ النّبيّ ( ص ) في مخنّثين أحدهما هِنْب والآخرماتع ، إنّما هو هنب فصحّفه أصحاب الحديث - الزّبيري ، تاج العروس ، 1 / 518 ( ط سنگى ) ( مادهء هنب ) ( 3 ) - معجم البلدان ، ج 2 ص 384 . خاخ بعد الألف خاء معجمة أيضاً موضع بين حرمين ( 4 ) - ناسخ التّواريخ ، جلد اوّل كتاب دوم ، 1389 چاب اوّل