استودعها أبوها الحسين عليه السلام مواريث الأنبياء ، وسلّمتها إلى السّجّاد بعد برئه من المرض كما تقدّمت الرّواية بذلك عن أبي جعفر عليه السلام ، وكان اللَّه عزّ وجلّ صرف عن هذه المواريث أبصار الظّالمين . « 1 »
الميانجي ، العيون العبري ، / 309
هامش
اميدى به أو نداشتند . فاطمه آن نامه را به علىبن الحسين رساند واز أو به ما رسيد .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 160
( 1 ) - وكافى است در فضيلت اين مخدره كه حضرت سيدالشهدا عليه السلام وصيت خطّش را به اين مخدره سپرد چنانچه در أصول كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده كه چون هنگام شهادت حضرت سيدالشهدا رسيد ، دختر بزرگ خود جناب فاطمه را طلبيد ، نامهاى پيچيده ووصيت خط ظاهرهء خود را به أو داد ، چون حضرت زين العابدين عليه السلام مرض داشت ومردم گمان نمىبردند كه از آن مرض صحتى يابد وبعد از صحت ، جناب فاطمه وصيتنامه را به وى تسليم كرد واكنون آن وصيت خط نزد ما موجود است .
راوي عرض كرد : فدايت شوم ، در آن وصيتنامه چه نوشته بود ؟ فرمود : در أو مىباشد واللَّه آنچه محتاج است أولاد آدم به أو از زمان خلقت آدم تا زماني كه دنيا فانى شود . واللَّه در آن هست حدود حتى أرش خدش .
خراساني ، منتخب التّواريخ ، / 174
چنانچه در « بصائر الدرجات » محمد بن الحسن الصفار از ابىالجارود روايت كرده است كه گفت : [ سپس كلام صفار در بصائر الدرجات را ذكر كرده است كه ما آن را در جاى خود آورديم ] .
ابوالجارود مىگويد كه من از أبو جعفر امام باقر شنيدم كه مىفرمود : هنگام روز عاشورا كه حضرت سيدالشهدا عليه السلام را وقت شهادت رسيد ودر آن وقت پدرم امام زينالعابدين عليه السلام به شدت مرض مبتلى بود - به قسمي كه گويا كسى باو اميد نداشت - اين وقت حضرت حسين عليه السلام طلبيد دختر خود فاطمهء كبرى را وبه أو سپرد كتابي كه سربسته بود ، ووصيت ظاهره وباطنه به أو نمود وآن كتاب را فاطمه به پدرم علىبن الحسين عليه السلام سپرد وآن كتاب فعلًا در نزد ماست .
ابوالجارود گويد : من عرض كردم : « يا بن رسول اللَّه ! در آن كتاب چه نوشته است ؟ »
فرمود : « يا اباالجارود ! به خدا قسم آنچه محل احتياج فرزند آدم است ، از روزى كه خداوند متعال آدم را آفريده است ، تا هنگامى كه دنيا فانى بشود ، علم آن در آن كتاب موجود است . حتى أرش خدش . »
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 282