هامش
خليفه وجانشين خود گردانيد واورا وصيتها نمود . چون حضرت از شهادت خود خبر داشت پيش از توجه عراق ، كتابها وساير ودايع أنبيا وأوصيا را به امّسلمه زوجهء حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم سپرد كه چون حضرت امام زينالعابدين عليه السلام از كربلا برگردد ، به أو تسليم نمايد .
چون حضرت امام زينالعابدين عليه السلام بيمار بود ، وصيتنامه را به فاطمه دختر خود سپرد كه به آن حضرت برساند ، چنانچه در حديث معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه چون هنگام شهادت امام حسين عليه السلام رسيد ، دختر بزرگ خود فاطمه را طلبيد ونامهء پيچيدهاى ووصيت ظاهرهاى به أو داد ، زيرا كه حضرت امام زينالعابدين عليه السلام مرض اسهال داشت ، ومردم گمان نمىبردند كه از آن مرض صحت يابد ، پس بعد از صحت آن حضرت ، فاطمه وصيتنامه را به أو تسليم كرد ، واكنون وصيتنامه نزد ماست .
مجلسي ، جلاءالعيون ، / 684
بالجملة ، چون سيدالشهدا عليه السلام با سكينه سخن بهپاى آورد ، سيد سجاد عليه السلام را طلب فرمود واسرار امامت وخلافت را به أو به وديعت گذاشت . چون از اين هنگام آگهى داشت ونزول حوادث اين هنگامه را از چشم مور تا چشمهء هور 1 دانا وبينا بود ، گاهى كه از مدينه بيرون مىشد ، ودايع أنبيا وأوصيا وكتبي كه به وديعت داشت ، بهامسلمه سپرد وفرمود : « از پسرهاى من ، جز علىبن الحسين از اين سفر كس مراجعت نخواهد كرد . »
اين اشيا را كه اثاثهء 2 امامت وخلافت است ، تسليم أو بايد كرد .
حضرت باقر عليه السلام مىفرمايد : « گاهى كه حسين آهنگ حرب فرمود وسيد سجاد را از شدت مرض توانايى اصغا نبود . . . »
استدعى ابنته فاطمة الكبرى . وأودع عندها صحيفة ملفوفة ووصيّة ظاهرة ، لأنّ عليّ بن الحسين كان فيه مرض ، وكان النّاس لا يظنّون به الصّحّة في مرضه . فلمّا شوفي من مرضه سلّمته أخته الوصيّة والصّحيفة وهي الآن عندنا .
يعنى : « دختر خود فاطمهء را طلب فرمود وصحيفهاى درهم نورديده وكتاب وصيتي رقم زده اورا داد ؛ زيرا كه علي بن الحسين چنان مريض بود كه كس گمان صحت به أو نداشت . چون شفا يافت ، فاطمه آن وصيتنامه وآن صحيفة را تسليم آن حضرت كرد . »
محمد باقر عليه السلام مىفرمايد : « آن كتاب وصيت وصحيفهء ملفوفه الآن در نزد ما است . »
1 . هور : خورشيد . مقصود اين است كه تمام مطالب از كوچك وبزرگ وپنهان وآشكار نزد أو روشن بود .
2 . أثاثه : كالا ، ابزار .
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 362
از امام پنجم روايت شده است كه چون آمادهء شهادت شد ، دختر بزرگترش فاطمة بنت الحسين را طلبيد ونامهء سربسته ووصيت نمايانى به أو سپرد . علي بن الحسين در آن وقت به درد سختى گرفتار بود
و