آن جاست كه تو را تحمل كند » .
[ شرح ]
( 86201 - 86192 ) ما حملك ، يعنى : آنجا كه آرامش حال وآرايش زندگى به دست آورى وأقامت در آنجا برايت ميّسر گردد ، همان جا بهترين جاست . كلمه : حمل را به اعتبار بر خود داشتن هزينه زندگى انسان از نظر شباهت به شتر ونظير آن ، براي محل زندگى استعاره آورده است . وبه چنين چيزى يا نزديك به همين أبو الطّيب اشاره كرده است :
وشهرها هر كدام ، جايگزين ديگرى مىشوند . همچنين علي بن مقرب بحراني مىگويد از شهرها آزار وخوارى براي من فراوان است ، ميان آزاد مرد وميان خانه نسبتي ورابطهاى وجود ندارد .
( 3417 ) 417 - وقتي كه خبر مرگ مالك اشتر ( خدايش بيامرزد ) به امام ( ع ) رسيد فرمود :
؟ مَالِكٌ ؟ وَمَا ؟ مَالِكٌ ؟ لَوْ كَانَ جَبَلًا لَكَانَ فِنْداً - لَا يَرْتَقِيهِ الْحَافِرُ وَلَا يُوفِي عَلَيْهِ الطَّائِرُ ( 86236 - 86212 )
[ ترجمه ]
« مالك ، امّا چه مالكي ! به خدا قسم اگر كوه بود ، كوهى بىنظير بود ، واگر سنگ بود سنگى سخت بود ، كه هيچ روندهء چالاك بر قلّهء آن بالا نرود وهيچ پرندهاى به أوج آن نرسد » .
[ شرح ]
( 86243 - 86202 ) سيد رضى مىگويد : فند ، كوهى است كه از كوهها جداست .
مالك مبتدأ ويا فاعل است ، يعنى : مالك بدرود زندگى گفت ، ما ، استفهاميه ودر معرض تعجّب از مالك - خدايش بيامزرد - واز نيرومندى اوست .
( 3418 ) 418 - امام ( ع ) فرمود :
قَلِيلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ ( 86254 - 86247 )