تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
يك ساله‌ات را بر غم يك روزه‌ات ميفزا كه هر روزى براي تو روزى همان روز بس است ، پس اگر سالى از عمر تو باشد ، خداوند متعال در هر فردايى كه مىآيد روزى آن را به تو مىرساند ، آن مقدار كه نصيب تو كرده است ، واگر آن سال از عمر تو نباشد ، از چه رو غم چيزى را بخورى كه مربوط به تو نيست ، وهرگز كسى جلوتر از تو به روزى تو نمىرسد ، وكسى قبل از تو بر آن دست نمىيابد ، وهرگز آنچه براي تو مقدّر شده دير نخواهد رسيد . »

[ شرح ]

( 84534 - 84509 ) سيد رضى مىگويد : اين سخن در باب مربوط به روزى مقدر قبلا گذشت ، ولى چون در اينجا روشنتر ومشروح‌تر بود ، طبق برنامه‌اى كه در آغاز كتاب مقرّر كرديم - دوباره آورديم . تفسير بيشتر جملات اين گفتار قبلا گذشت ، ( 84508 - 84437 ) هدف امام ( ع ) بر حذر داشتن از دلبستگى زياد به دنيا وتوجّه دادن به چيزهايى از ياد خدا وأطاعت امر اوست كه باعث اميدوارى است ، امام ( ع ) از افزودن غم سالانه بر غم يك روزه منع كرده تا مبادا غمهايى چند بر دل آدمي نشيند در حالي كه يك غم انسان را بس است ، براي اثبات مطلب به دو قياس مضمر استدلال كرده است كه صغراى اوّلى جمله : فان يكن السّنة . . . وتقدير آن چنين است : سالى كه تو غم آن را مىخورى يا از سالهاى عمر تو هست ويا نيست ، وكبراى مقدّر آن نيز اين طور است : وهر چه از اين دو فرض باشد ، سزاوار غم خوردن نيست ، اما بنا به فرض اوّل ، چون خداوند در هر روزى ناگزير روزى آن روز را مىرساند ، پس نبايد غم روزى را خورد ، وامّا فرض دوّم ، عاقلانه نيست كه انسان به چيزى دل ببندد كه مربوط به أو نيست . وصغراى قياس دوّم ، عبارت : « ولن يسبقك . . . قدّر لك » است ، وتقدير آن چنين است : هيچ جوينده‌اى پيش از تو به روزى تو دست پيدا نمىكند ، وكبراى مقدّر آن نيز مىشود : وهر چيزى كه چنان باشد ، سزاوار نيست كه انسان در غم آن باشد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 731 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم