تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١

[ شرح ]

( 79563 - 79526 ) خصلتهاى سه‌گانه مورد ذكر هر سه براي مردان رذايل وناروايند در صورتي كه براي زنان فضيلتند . وعلت اين كه صفات مزبور فضيلت محسوب مىشوند ، همان است كه امام ( ع ) نقل فرمودند . مزهوّة ، يعنى : گردنفراز ، از مصدر زهو جز به معنى مفعولى ، فعلى از آن ساخته نشده است . گفته مىشود : زهى الرّجل ، وزهيت المرأة فهي مزهوّة .

( 3221 ) 221 - از امام ( ع ) پرسيدند خردمند كيست ؟ آن گرامى فرمود :

هُوَ الَّذِي يَضَعُ الشَّيْءَ مَوَاضِعَهُ - فَقِيلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ ( 79583 - 79572 )

[ ترجمه ]

« خردمند كسى است كه هر چيزى را به جاى خود قرار دهد . » گفتند : نادان را براي ما تعريف كنيد ؟ فرمود : « تعريف كردم » .

[ شرح ]

( 79604 - 79564 ) سيد رضى مىگويد : معنى اين جمله امام ( ع ) آن است كه : جاهل كسى است كه هر چيز را به جاى خود نگذارد ، پس گويا بيان نكردن صفت نادان ، خود توصيف اوست ، زيرا صفت أو بر خلاف صفت داناست . امام ( ع ) خردمند را به وسيلهء يكى از ويژگيهايش تعريف كرده است ، وچون نادان ، فاقد ويژگى داناست ، پس تعريف نادان نقطهء مقابل ويژگى خردمند ، ودر مقايسهء با أو همين نداشتن صفت خردمند ، خود ، يكى از ويژگيهاى نادان است .

( 3222 ) 222 - امام ( ع ) فرمود :

وَاللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ - أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عُرَاقِ خِنْزِيرٍ فِي يَدِ مَجْذُومٍ ( 79620 - 79608 )