تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
خوشنودى به قضاى الهى ، همدمى نيكوست . دانش ميراثي ارزشمند است . آداب پسنديده ، زيورهايى تازه وكهنگى ناپذيرند . انديشهء آدمي ، آيينه‌اى صاف است . سينهء عاقل گنجينهء راز اوست . گشاده‌رويى دام دوستى است . تحمل ناملايمات پوشندهء عيبهاست ( صلح وسازش ، باعث نهان ساختن عيبهاست ) هر كه از خود راضى باشد ، خشم‌گيرندهء بر أو بسيار است . صدقه دارويى مفيد وشفابخش است . كردار بندگان خدا ، در آخرت مقابل چشمانشان قرار مىگيرد » .

[ شرح ]

( 73200 - 73196 ) اوّل - خود را خوار كرد ، آن كه طمع را پيشه ساخت . اين سخن جهت برحذر ساختن از طمع است كه مخالف فضيلت قناعت مىباشد ، با يادآورى پيامدهاى طمع ، از قبيل خوار ساختن وپست كردن خود . توضيح آن كه چشم طمع داشتن به مال ديگران ، باعث نيازمندى بديشان وكرنش در برابر آنهاست ، واين خود انگيزهء پستى در نظر آنان ، وافتادن از چشم آنهاست ، صفت استشعار را استعاره براي پيوستگى ومباشرت طمع ، نسبت به قلب آدمي همانند لباس زير كه مباشر وپيوسته به جسم است . ( 73207 - 73201 ) دوم - تن به ذلّت داد ، آن كه گرفتارى خود را ابراز كرد . واين سخن نيز ، به منظور برحذر داشتن انسان از شكايت بردن از تهىدستى وگرفتارىاش به نزد مردم است ، به وسيلهء يادآورى تن در دادن به ذلّت وخوارى كه در پى دارد . ( 73215 - 73208 ) سوم : در نزد خود بىارزش است ، آن كه زبانش را فرمانرواى خود ساخته است . اين سخن دور كنندهء انسان از پرحرفى بدون فكر ومراجعه به عقل است ، چون اين عمل دليل بر پستى وبىارزشى انسان در نزد خويشتن است ، امّا در