ترشيح به كار برده است . وبعد امام ( ع ) شروع به بيان چگونگى نامهء معاوية نموده وابتدأ آن را نكوهش كرده است . وچون محور نامه هم لفظ بوده است وهم معنى امام ( ع ) نخست به نكوهش از لفظ آن پرداخته است به اين ترتيب كه آن از نوع ألفاظ در هم ريخته يعنى ألفاظ گوناگونى بود كه قسمتى با قسمت ديگر ارتباط نداشت .
( 71586 - 71574 )
عبارت : ( ضعفت قواها عن السّلم )
يعنى نامه جنبهء قوّتى نداشت كه باعث صلح وسازش شود . وبه نكوهش معناى آن نيز بدين گونه اشاره كرده است كه افسانههايى سست بافته بود كه از جهت علمي استوار نبود ، زيرا مايهء علمي نداشت ، واز نظر حلم وبردبارى نيز ضعيف بود از آن رو كه ، از خشونتى برخوردار بود كه با حلم وبردبارى وهمچنين با هدف صلح ، سازش ندارد . كلمهء : الحوك استعاره براي روشن سخن است .
( 71610 - 71587 )
جملهء : أصبحت منها
صفت براي أساطير است . وجه شباهت معاوية به خائض ( فرو رفته ) ، وخابط ( خطاكار ) ، گمراهى وراه نيافتن به طريق حق بوده است همان طورى كه شخص فرو رفته در شنزار ومرتكب خطا در تاريكى چنين است .
سرانجام امام ( ع ) شروع به پاسخ دادن كرده است ، چه قصد معاوية در نامهء خود آن بود كه امام ( ع ) أو را پس از خود به خلافت تعيين كند تا با امام بيعت كند ، اين بود كه امام ( ع ) أو را نخست به سبب چنين درخواستى كه شايستگىاش را نداشت ، سرزنش كرده با اين عبارت : وترقّيت . . . العيّوق .
كلمهء : المرقبة استعاره براي امر خلافت آورده شده است . با كلمهء ترقّى وچهار صفت پس از آن صنعت ترشيح به كار رفته زيرا كه مرقبه . . . جاى بلندى كه ستاره شناس بدان جا بالا مىرود بايد داراى چنان اوصافى باشد .
امام ( ع ) از ميان پرندگان عقاب را برگزيده چون اين پرنده است كه آهنگ