تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
را عرضه كرد ، باز هم خوددارى كرد ، عبّاس آهسته به أو گفت : اى أبو سفيان ، هر چند به دل نمىگويى به زبان گواهى ده ، كه خدايى جز اللّه نيست ، ومحمّد فرستادهء خداست ، زيرا اگر نگويى ، أو الآن دستور قتل تو را مىدهد ، اين بود كه از روى جبر ، از ترس كشته شدن ، شهادتين را بر زبان آورد ، زيرا أو در أطراف پيامبر ( ص ) بيش از ده هزار نفر را مىديد كه به يارى أو برخاسته وگرد أو را گرفته‌اند ، واين است معناى سخن امام ( ع ) : اما بعد . . . حزبا . ( 71287 - 71262 ) جواب دوم : به ادّعايى كه معاوية نسبت به قتل طلحه وزبير ، وتارومار كردن عايشه ، وفرود آمدن ميان دو شهر بصره وكوفه ، در برابر أو داشت : با اين عبارت : پاسخ داده است : وذلك . . . إليك واين عبارت به منزلهء صغراى قياس مضمرى است كه كبراى آن در حقيقت چنين است : وهر كه در جريان كارى نبوده است ، وهيچ گونه دخالتى نداشته ، تكليفي ندارد وعذر تقصير وكوتاهى نسبت به آن كار متوجّه أو نمىشود . ( 71302 - 71288 ) جواب سوم : به تهديد معاوية كه امام ( ع ) را در ميان جمعى از مهاجران وأنصار ملاقاة خواهد كرد ! دو پاسخ داده است : 1 - أو وانمود كرده كه خود از مهاجران است ، وامام ( ع ) با اين عبارت أو را تكذيب كرده است : وقد انقطعت الهجرة يوم أسر أبوك « 3 » ، يعنى به هنگام فتح مكّه . توضيح آن كه ، معاوية وپدرش وگروهى از خاندانش ، پس از فتح مكة ، اظهار اسلام كردند ، وپيامبر ( ص ) فرمود : بعد از فتح مكّه ، هجرت معنى ندارد . بنا بر اين ، نام مهاجران بر ايشان ، صادق نيست . وامام ( ع ) اين را كه عباس ، أبو سفيان را به اجبار نزد پيامبر ( ص ) برد وأو در معرض قتل قرار گرفت ، اسارت ، ناميده است .
هامش
( 3 ) در نهج البلاغه‌ها اكثرا ( أخوك ) آمده است ، چنانكه در متن اينجا نيز ( أخوك ) بوده است امّا به طورى كه ملاحظه مىشود ، ( أبوك ) مناسبتر با داستان فتح مكة و ( أخوك ) مناسب با ( جنگ بدر ) است - م .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 350 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم