تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
أَحْمِلْكَ وَإِيَّاهُمْ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى - وَأَمَّا تِلْكَ الَّتِي تُرِيدُ - فَإِنَّهَا خُدْعَةُ الصَّبِيِّ عَنِ اللَّبَنِ فِي أَوَّلِ الْفِصَالِ - وَالسَّلَامُ لِأَهْلِهِ ( 71473 - 71216 )

[ لغات ]

( انف الاسلام ) : آغاز اسلام ( تشريد ) : دور ساختن وتار ومار كردن ( استرفه ) : به رفاه وگشايش حال خود ، بشتاب ( اغوار ) : زمين پست ( اغصصت السيف بفلان ) : شمشير آن را در تنگنا قرار داد وأو مغلوب گشت زيرا مضروب كسى است كه با شمشير در تنگنا قرار مىگيرد ، به اين معنى كه جلوش باز نيست واميد پيشرفت ندارد وبعضي با ضاد نقطه‌دار نقل كرده‌اند ، يعنى شمشير را آهخته بر آنها قرار دادم ( مقارب به كسر راء ) : ناتمام

[ ترجمه ]

« امّا بعد ، همان طورى كه گفتى ما وشما الفتى داشتيم وبا هم بوديم ، اما ديروز بين ما وشما جدايى افكند ، ما ايمان آورديم وشما كافر شديد ، وامروز ما پايدار مانديم ، وشما به آشوب وفتنه پرداختيد واگر كسى از شما مسلمان شد ، از روى اجبار وپس از آن بود كه همهء بزرگان اسلام در گروه پيامبر خدا ( ص ) گرد آمده بودند . تو در نامه‌ات يادآور شده بودى كه من طلحه وزبير را كشتم وعايشه را تارومار كردم ، وميان آن دو شهر [ بصره وكوفه ] فرود آمدم ، اين كارى است كه به تو هيچ ارتباطي ندارد ونبايد عذر ودليل آن را به تو عرضه كرد . ونيز متذكر شدى كه در ميان گروه مهاجران وأنصار قصد مقابله با من را دارى در صورتي كه در همان روز اسارت ودستگيرى برادرت ، رشتهء تو با مهاجر بودن قطع شد ، بنا بر اين اگر شتاب در جنگ دارى ، آرام بگير ، زيرا اگر من با تو ديدار كنم ، آن ديدارى شايسته خواهد بود ، كه خداوند براي انتقام گرفتن از تو مرا برانگيخته است وآمدن تو به مقابلهء من به سان گفتهء شاعر قبيلهء بنى أسد است :