تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
است . وامام ( ع ) تمام اينها را به شرح زير پاسخ مىدهد : اما جواب اوّل : امام ( ع ) پس از پذيرش ادّعاى معاوية نسبت به قدر مشترك في ما بين يعنى الفت واجتماع پيش از اسلام ، از چند جهت ، جدايى را كه وجود داشت يادآور شده است : 1 - امام ( ع ) در آغاز اسلام در ميان جمعى از خويشاوندان خود اسلام آورد ، در حالي كه معاوية وفاميلش در آن وقت كافر بودند . 2 - امام ( ع ) وخاندانش پيوسته در راه دين پايدار بودند ، در صورتي كه معاوية وخاندانش منحرف بودند ، ونمىدانستند كه منحرفند . ( 71261 - 71245 ) 3 - هر كس از خاندان آن بزرگوار اسلام آورد از روى ميل باطني بود ، در صورتي كه از خاندان معاوية كسى مسلمان نشد ، مگر پس از قوت گرفتن اسلام واز روى جبر واين هنگامى بود كه گروهى از اشراف عرب در كنار پيامبر ( ص ) گرد آمده بودند . كلمه : انف الاسلام را براي اينان از آن رو كه بزرگان قبيلهء خود بودند ، استعاره آورده است از جمله كساني كه روى اجبار مسلمان شدند ، أبو سفيان بود ، توضيح آن كه ، پيامبر خدا ( ص ) در جنگ فتح مكة ، شب هنگام به آنجا رسيد ، ودر زمين بطحا ونواحي آن فرود آمد ، عباس بن عبد المطّلب ، در حالي كه سوار بر استر پيامبر خدا ( ص ) بود ، در أطراف مكّه ، در پى كسى مىگشت ، كه به نزد قريش بفرستد تا آنها را ، به معذرت خواهى نزد رسول خدا ( ص ) بخواند ، أبو سفيان را ديد ، به أو گفت : پشت سر من سوار شو ، تا تو را نزد پيامبر خدا ( ص ) ببرم ، وبرايت امان‌نامه از آن بزرگوار بگيرم ، أبو سفيان وقتي كه بر پيامبر خدا ( ص ) وارد شد ، پيامبر ( ص ) اسلام را بر أو عرضه كرد ، أو قبول نكرد ، عمر گفت : يا رسول اللّه اجازه بده تا گردنش را بزنم ؟ وعبّاس به دليل خويشاوندى كه با أو داشت از أو حمايت مىكرد ، عرض كرد : يا رسول اللّه ، أو فردا اسلام مىآورد ، فردا كه شد ، أو را نزد رسول خدا ( ص ) آورد ، پيامبر ( ص ) اسلام