باشند ، بنا بر اين براي نيكوكار نيكى وبراي بدكار بدى در نظر داشته باشد .
( 67096 - 67030 ) شانزدهم : أو را نسبت به نيكى بر رعيت وسبكبار كردن آنان ومجبور نكردن بر چيزى كه حقي بر آنها نداشته ، توجّه داده است ، به دليل اين كه اينها باعث خوشبينى حاكم بديشان است كه خود مستلزم از بين رفتن رنجش وزحمت طولانى وى وآسايش از جانب ايشان است توضيح آن كه حاكم وقتي كه به مردم خوشرفتارى كند ، مردم بيشتر به أو علاقهمند شده ودر باطن به محبّت وأطاعت گرايش پيدا مىكنند ، واين خود باعث خوشبينى وى به آنها گرديده ودر نتيجة نيازى به زحمت در هواخواه ساختن آنها واحساس خطر از طرف آنها نمىكند ، امام ( ع ) اين مطلب را با عبارت : وان احقّ من يحسن ظنك به . . . عنده مورد تأكيد قرار داده است .
( 67114 - 67097 ) هفدهم : أو را از سنت شكنى نسبت به راه وروش نيكى كه بزرگان امّت قبل از أو داشتهاند ، وباعث انس واتّحاد وبه نفع مردم بوده است ، برحذر داشته ، زيرا اين باعث صدمه وفساد آشكارى در دين است .
( 67134 - 67115 ) هيجدهم : وى را از پيش گرفتن روش نوى كه به سنّتهاى گذشته صدمه بزند ، منع فرموده است . وبه دليل نادرستى اين كار به وسيلهء قياس مضمرى اشاره كرده است ، كه صغراى قياس عبارت : فيكون . . . سنتها است ، وضمير در منها بر مىگردد به سننى كه ضرر بر آنها رسيده واجر ومزد براي كسى است كه آن سنتهاى گذشته را به وجود آورده وسنّت جديد تو به آنها صدمه زده ، وگناه سنّت شكنى به گردن تو خواهد بود . وكبراى مقدّر چنين است : پس هر چه آن چنان باشد سزاوار اجتناب است وبايد از آن دورى كرد .
( 67155 - 67135 ) نوزدهم : به مالك دستور داده است كه با دانشمند زياد رفت وآمد كند ، يعنى راجع به احكام شرعي وقوانين ديني با آنها صحبت كند ، وبا مردمان دانا يعنى كساني كه خداشناس ، ودر ميان بندگان وشهرها به اسرار الهى آشنا وبه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٥٠