تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
أول : دنيا باعث سرگرمى واعراض از غير دنيا يعنى آخرت است واين مطلب از آنچه گذشت روشن وآشكار است . ( 65692 - 65679 ) دوم : دنيادار به چيزى از دنيا نمىرسد مگر اين كه براي حرص وآز دنيا وفريفتگى آماده‌تر مىگردد . وبه همين مطلب اشاره فرموده است در حديث : « اگر فرزند آدم صاحب دو بيابان پر از طلا باشد در پى فرآهم سومى خواهد بود ودرون آدميزاد را چيزى پر نكند مگر خاك » « 2 » . ( 65724 - 65693 ) سوم : دنيادار بدآنچه به دست آورده ، از آنچه به دست نياورده است بىنياز نمىشود واين خود از لوازم نقص دنياست ، ديگر اين كه رسيدن به مقدارى از دنيا اگر باعث بىنيازى نشود ، پس دنيا طلب هرگز روى بىنيازى را نخواهد ديد وبعد امام ( ع ) به دنبال آن چند مطلب را براي دورى ونفرت از دنيا بيان مىفرمايد : 1 - به دنبال تحصيل مال دنيا ، جدايى از مالي كه جمع آورى شده ، خواهد رسيد . 2 - آنچه پابرجا واستوار كرده‌اند درهم خواهد شكست . آن گاه امام ( ع ) بر ضرورت عبرت گيرى از گذشتهء عمر ، يا از دگرگونيهاى دنيا وروزگاران گذشته براي بهره‌گيرى از باقيماندهء عمر ، هشدار داده است كه مىتواند آن را هدر دهد ويا با تلاش وكوشش ، سعادت اخروى را بدان وسيله تحصيل كند . توفيق از خداست .
هامش
( 2 ) قال ( ص ) : لو كان لابن آدم واديين من ذهب لابتغى لهما ثالثا ولا يملأ جوف بن آدم الّا التراب .