تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
است واين كه وى [ معاوية ] از أهل قرآن نيست ، زيرا شايستگى براي رهبرى نداشته است ، چنان كه در مواردى بيان اين مطلب گذشت واين جهت را كه أو شايستگى براي پاسخ‌گويى نداشته تا امام به أو پاسخ دهد كه به حكميّت أو راضى است ، وهم اين مطلب را كه تنها به حكم قرآن ، أو پاسخ مثبت داده [ نه به تقاضاى معاوية ] ، به اطلاع أو رسانده است . توضيح مطلب در آية مباركه كه خداوند در حق دو همسر فرموده ، آمده است :
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِنْ أَهْلِها
« 2 » ، امام ( ع ) آن را أصل قرار داده وحال امّت را به طريق أولى در هنگام اختلاف ونزاع بدان مقايسه كرده است . ابن عبّاس - خدايش از أو راضى باد - اين برهان را بعينه براي خوارج ، موقعى كه بر حكميّت اعتراض كردند ، به كار برد ، آنها گفتند : چگونه على مىتواند در دين خدا به مردم حكم كند ؟ أو جواب داد : اين حكم ، در حقيقت حكم على نيست بلكه فرماني از جانب خدا در كتاب خداست ، آنجا كه در بارهء دو همسر مىگويد :
وَإِنْ خِفْتُمْ *
( اگر بيم داشتيد ) تا آخر آية ، آيا نظر شما اين است كه خداوند در بارهء يك مرد وهمسرش به لحاظ مصلحت آنها چنين دستوري بدهد ، امّا در بارهء يك امّت نظر به مصلحت آنها چنان فرماني ندهد ؟ اين بود كه بسيارى از آنان با سخن وى بازگشتند . توفيق از طرف خداست .
هامش
( 2 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 35 ) يعنى : اگر از آن بيم داشتيد كه نزاع سختى بين زن وشوهر پديد آيد از طرف كسان مرد وكسان زن داورى برگزينيد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 211 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم