وكالبدى محسوس بود ، حدود الهى را - در قبال بندگانى كه به سبب آرزوها آنها را فريب داده وبه مشقتهايى گرفتار كرده است كه نه راه رفتن دارد ونه راه برگشت يعنى اين كه آن موارد از جاهايى است ورود وخروج از آن ممكن نيست - در بارهء أو اجرا مىكردم . چون امام ( ع ) در اين گفتگو ، همچون آموزگارى براي دنيا كه از نيرنگ وفريب أو اطلاع يافته ومانند كسى كه أو را از خود نااميد مىسازد مىگويد : چه دور است كه حال از تو فريب بخورم . يعنى پس از گول خوردن واعتمادم به تو ! آن گاه به بعضي از دلايل دورى از دنيا وبيزارى از نزديك شدن به آن ، توجه مىدهد ، كه عبارتند از : گام نهادن در لغزشگاه دنيا باعث لغزيدن وسوار شدن بر أمواج آبهاى دنيا باعث غرق شدن ، ودورى از بندهاى دنيا باعث رسيدن به سلامتى است ، واين كه شخص سالم از دست دنيا ، باكى از تنگى خوابگاهش ندارد وهر تنگنايى از قبيل تهيدستى ، زندان ، بيمارى وگرفتارى پس از سلامت از دست دنيا هر چه تنگ باشد در برابر آن آسايش كه از گشايش در دنيا وتاخت وتاز در ميدانهاى شهوانى دنيا ، از عذاب دردناك در آخرت نصيب انسان مىشود ، گشايش محسوب مىشود ودنيا در كوتاهى وبىتوجهى امام ( ع ) بدان ، همچون روزى است كه وقت پايان يافتن آن فرا رسيده باشد .
كلمات مداحض ، لجج ، حبال استعارهاند براي شهوتها ولذتهاى دنيا :
أول : از آن جهت كه شهوتهاى دنيا زمينهء آن را دارند كه باعث دلبستگى شوند وانسان را به افزون طلبي ، يا تجاوز از حد اعتدال به مرز حرام بكشانند ، ودر نتيجة پاى نفس انساني از راه حق بلغزد ودر پرتگاههاى هلاكت وموارد گناه بيفتد .
دوم : از آن رو كه خواستهها وآرمانهاى دنيايى بىپايان است واز پيامدهاى حتمي كسى كه سرگرم بدان وغرق در آن شده ، آن است كه خويشتن را در دريايى غرق مىكند كه كناره ندارد ، ودر نتيجة از قبول رحمت حق سرباز
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٩١