جايگزين كند ، وتوصيف اين رياضت نفس بالقوة مستلزم دو مطلب است :
نخست آن كه وى نفس خود را به قرص نانى خرسند سازد واگر به آن دسترسى پيدا كرد چون غذاى دلپسندش آن را بپذيرد . واز خورش به نمكى بسنده كند . اين رياضت ، رياضت قوهء شهوت است ، وچون قوهء شهوانى دشمن نفس انساني است وبيشترين فساد از طرف آن قوه به آدمي وارد مىشود ، از اين رو ، امام ( ع ) ، مخصوصا آن را نام برده وبا تصميم قاطع به مقابلهء آن برخاسته است ، واحتمال دارد كه مقصود امام ( ع ) ، تربيت همهء قواى نفساني باشد ، كه امام چنين توصيف كرده است ، نفس با وجود رياضت وتمرين به قرص نانى خرسند است ، زيرا كنترل شهوت از كنترل ساير قوا مهمتر ودشوارتر است ، واشاره به كنترل قوهء شهوانى تا به حدّى كه بيان شده است ، رساتر از آن است كه تربيت ورياضت را با وصف سخت وشديد بيان مىكرد . امام ( ع ) در سوگند خود به عنوان أدب در گفتار ، مشيّت وارادهء خدا را استثنا كرده است ، به دليل آية مباركه : وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ « 19 » وبراي جلب توجه به اين مطلب كه أمور در سلسلهء نيازمندى واحتياج ، به خداوند منتهى مىشوند .
دوم - امام ( ع ) كاسهء چشم خود را همچون چشمه آبى به حال خود وامىگذارد كه آبش خشكيده باشد وجه شبه آن است كه اشكهاى چشم تمام شده ، ودر اشتياق به ملأ أعلى وآنچه از خوشبختى ابدى براي اولياى خدا آماده شده وهمچنين از ترس محروم ماندن از آنها ، با گريه از أشك تهى گردد . وآن كس كه در جايى غريب مانده ودر موضع ترس ووحشت است چگونه شوق ديدار وطن اصلى ونخستين جايى نباشد كه با آنجا انس داشته است . ألفاظ مطعوما ، مأدوما ومستفرغة [ از نظر تركيبي ] حال مىباشند .
هامش
( 19 ) سوره كهف ( 18 ) آية ( 23 ) يعنى : هرگز مگو من اين كار را فراد انجام خواهم داد مگر اين كه بگويى اگر خدا بخواهد .