آن گاه امام ( ع ) به تشبيه وتمثيل خود به حيوان چرنده وگله گوسفند پرداخته است ، با اين فرض كه أو نيز حالتي مانند اين حيوانات داشته باشد وهدفش از دنيا همان هدف باشد . البتة اين مطلب را به عنوان انكار از اين كه آن بزرگوار نسبت به نفس خود چنان حالتي را بپسندد . أصل در اين تمثيل حيوان چهارپاست ، وفرع آن بزرگوار است . وچون أصل مورد قياس نسبت به انسان كامل در نهايت پستى بوده چنين تشبيهى باعث نفرت زيادى نسبت به صفاتى است كه تشبيه مستلزم داشتن آن صفات است .
عبارت امام ( ع ) قرّت اذن عينه - يعنى در چنين حالتي چشمش روشن ! - جملهء خبري در معرض انكار وبه مسخره گرفتن چنان لذتى است همانند آية مباركه :
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
« 20 » ( 65262 - 65196 ) هيجدهم : امام ( ع ) توجه داده است كه اگر نفس داراى صفات نام برده باشد ، سزاوار آن است كه گفته شود ، خوشا به حال أو ! وبيشترين صفات پسنديده را در چنان نفسي جمع كرده است :
اوّل - اداى فرمان واجب خداوند وآنچه را كه خداوند بر أو فرض دانسته است .
دوم - عبارت : وعركت بجنبها بؤسها [ در سختيها بردبار ونستوه باشد ] ، كناية از پايدارى در برابر ناگواريهاست . مىگويند : عرك فلان بجنبه الأذى ، هر گاه كسى را كه باعث اذيّت اوست ناديده گرفته ودر برابر آزار أو شكيبا باشد .
واين عمل خود مستلزم شمارى از فضايل اخلاقى از قبيل : بردبارى ، بخشندگى ، گذشت ، چشمپوشى ، وفروخوردن خشم ، وهمچنين تحمّل ناراحتى ، پاكدامنى وأمثال اينهاست .
هامش
( 20 ) سورهء دخان ( 44 ) آية ( 49 ) يعنى : بچش عذاب دوزخ را كه تو بسيار عزيز وگرامى هستى .