تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
با همهء خوارى وپستى كه شما را فرا گرفته وضعف ايمانتان گفتنيها را گفتم ، اين شما واين فدك لجام آن مركب را بگيريد وبر پشت آن سوار شويد وبه هر سو مىخواهيد بتازيد ، ولى بدانيد كه ننگ حق كشى را بر خود خريديد وخشم خدا را برانگيختيد آتش دوزخ را كه بر جانها احاطه دارد پذيرا شديد همه كارهاتان در محضر خداست
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ
« 13 » . آن گاه حضرت زهرا ( ع ) به خانه برگشت وسوگند ياد كرد كه هرگز با أبو بكر سخن نگويد واز خداوند مىخواست تا حق أو را بگيرد ، اين چنين بود تا وقتي اجلش فرا رسيد ، وصيت كرد كه مبادا أبو بكر بر جنازهء أو نماز گزارد ، اين بود كه عباس بر جنازهء آن بزرگوار نماز خواند وشب هنگام به خاك سپرده شد . بعضي نقل كرده‌اند : وقتي كه أبو بكر سخنان حضرت زهرا ( ع ) را شنيد ، حمد وسپاس خدا را گفت ودرود بر پيامبرش فرستاد ، سپس گفت اى بهترين بانوان ودختر بهترين پدران به خدا قسم كه من از نظر رسول خدا تجاوز ننموده‌ام وجز به فرمان أو عمل نكرده‌ام ، البتة كه زمامدار ورهبر به كسان خود دروغ نمىگويد تو گفتنى را گفتى وآنچه لازم بود ابلاغ كردى ودرشتى نمودى واز ما دورى كردى ، پس خداوند ما وشما را بيامرزد ، اما بعد ، سلاح ومركب سواري ونعلين پيامبر ( ص ) را به على دادم ، من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : ما گروه پيامبران هيچ طلا ونقره ، زمين ، باغ ، ومنزلي پس از خود به ارث نمىگذاريم وليكن ما ايمان ، حكمت ، علم وسنت را به ارث مىنهيم . البتة آنچه را كه پيامبر مرا بدان مأمور كرده بود شنيدم وأطاعت كرده وانجام دادم . حضرت زهرا ( ع ) گفت : پيامبر ( ص ) فدك را به من بخشيده بود . أبو بكر گفت : چه كسى شهادت مىدهد كه پيامبر آن را به تو بخشيده است ؟
هامش
( 13 ) سوره شعرا ( 26 ) آية ( 227 ) يعنى : ستمكاران بزودى خواهد دانست كه سرانجام كارشان چيست .