راوي مىگويد : آن گاه نگاهى به قبر پدر بزرگوارش نمود وبه عنوان گواه ومثال شعر هند دختر امامه را در حالي كه پدر بزرگوارش را مخاطب قرار داده بود بيان كرد :
قد كان بعدك انباء وهنبثة * لو كنت شاهد هالم تكثر الخطب
أبدت رجال لنا نجوى صدورهم * لمّا قضيت وحالت دونك الترب
تجهّمتنا رجال واستخفّ بنا * إذ غبت عنّا فنحن اليوم مغتصب « 9 »
راوي مىگويد ، هيچ روزى سابقه نداشت كه مثل آن روز ، مردم وآن بانوى بزرگوار آن همه گريسته باشند . سپس رو به گروه أنصار حاضر در مسجد كرد وفرمود :
اى گروه ياران پيامبر « 10 » واى بازوان ملّت ونگهبانان اسلام ! باعث اين سستى شما از يارى من ، وسهل انگارى از كمك به من وچشمپوشى از حق من وناديده گرفتن ستم به من چيست ؟ مگر سخن پيامبر را نشنيديد كه فرمود :
« احترام به فرزند ، احترام به پدر است . » ؟ چه زود عوض شديد ، وچه زود به چنين وضعي در آمديد ، پيامبر از دنيا رفت شما هم دين أو را فراموش كرديد ؟ آرى مرگ أو مصيبتى جانگداز بوده است ، با رفتن أو شكافى عميق به وجود آمده كه همواره در حال فزونى است وهرگز التيام نپذيرد . زمين از فقدان أو تاريك وكوهها زير وزبر شد وآرزوها بر باد رفتهاند . پس از آن بزرگوار حرمتها شكسته وحريمى بر جاى نمانده است ، وآن رويدادى ناگوار بود كه قرآن پيش از رحلتش بر ملا
هامش
( 9 ) بعد از تو فتنه وآشوبهايى بر پا شد كه اگر تو شاهد آنها بودى تاب نمىآوردى افرادى كه نقشههاى شومى در دل پنهان داشتند به محض رحلت تو طرحها ونقشههايشان را اجرا كردند . مردانى بر ما يورش آوردند وما را خوار ساختند . همين كه تو از ميان ما رفتى حق ما را غصب كردند .
در كشف الغمة چند شعر ديگر نيز آمده وهمهء آنها را از حضرت زهرا ( ع ) نقل كرده است .
( 10 ) در بعضي كتب « يا معشر الفتيه » ودر بعضي « يا معشر البقيه » آمده است - م .