تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
مالك بن نهلان بن سباست . نخع : بخشي از همين قبيله است ، واشتر از قبيلهء نخعى است . ( 63697 - 63678 )

سوم : مردم را مأمور به هدف يعنى گوش فرا دادن به مالك وأطاعت از امر أو كرده است ،

نه بدون قيد وشرط ، بلكه تا آنجا كه أوامر أو مطابق وموافق حق باشد . وبه حسن امتثال امر وى به وسيلهء قياس مضمرى اشاره فرموده كه صغراى قياس اين گفتار امام ( ع ) است : « فانّه سيف الضّريبه . . . » ضربتش ، لفظ شمشير را به اعتبار اين كه مالك ، بر دشمن حمله مىبرد وهمچون شمشير نابودشان مىكرد ، استعاره آورده وبا ذكر واژهء « الظّبه » استعارهء ترشيحى به كار برده است . واين تعبير كه « أو شمشيرى است كه كند نمىشود وضربتش سخت مؤثّر است » كناية از آن است كه مالك با موفقيت حوادث را پشت سر مىگذارد بدون اين كه در آنها توقّف ويا عقبگرد كند . اضافه « نابى » به كلمهء « الضّريبه » اضافهء اسم فاعل به اسم مفعول است ، يعنى : آن شمشير بىاثر نسبت به محلّ ورود ومضروب خود نيست . وكبراى قياس در حقيقت چنين است : وهر كسى كه چنان باشد لازم است مقدّم داشته شود واگر در مورد جنگ وأمثال آن فرماني دهد ، بايد فرمانش را اجرا كرد . ( 63723 - 63698 )

چهارم : امام ( ع ) به ايشان دستور داده است تا حركتشان به سمت جبههء نبرد وباز ايستادن ايشان از جنگ ،

بر طبق امر مالك باشد ، وبر اين مطلب وسيلهء قياس مضمرى توجّه داده است كه صغراى آن عبارت است از گفتهء امام ( ع ) : فانّه امرى زيرا آن فرمان من است . وبه كناية اين مطلب را بيان داشته است كه مالك ، در جنگ وأمثال آن دستوري نمىدهد ، مگر اين كه بجا وبموقع باشد ، زيرا أوامر امام ( ع ) اين چنين بوده است ، بنا بر اين هر كسى كه موافق آن دستورها حركت كند پس دستورهاى امام ( ع ) نيز چنين است ، ومقصود امام ( ع ) اين نيست كه تمام أوامر مالك از كلّى وجزئي به طور معيّن وبه تفصيل مطابق أوامر اوست ، بلكه