( 63036 - 63031 ) 3 - آنان از مخلوق يعنى معاوية در جهت نافرمانى آفريدگارشان أطاعت مىكنند .
( 63041 - 63037 ) 4 - آنان به بهانهء دين ، شير دنيا را مىدوشند . لفظ : الدّر ( شير ) را براي دنيا وخوشيهاى آن ، استعاره آورده است ، همچنين كلمهء : احتلاب ( دوشيدن ) ، استعاره است براي به دست آوردن متاع دنيا از هر راهى كه امكان دارد ، از آن جهت كه دنيا همانند شتر است . درّها به عنوان بدل از دنيا ، منصوب است . البتّه اين هدف را به وسيلهء دين پى مىگرفتند ، از آن رو كه اظهار شعار ديني ودست آويختن به ظاهر دستورهاى ديني براي تحصيل دنيا بود وبه چنگ آوردن مال ومنال دنيايى كه استحقاق نداشتند ، زيرا نبرد ايشان با امام ( ع ) - آن طورى كه آنها تصور مىكردند - تنها به خاطر گرفتن خون خليفه عثمان واثبات عمل زشت قاتلان وخوار كنندگان عثمان بود ، وبدين وسيله بود كه توانستند دل مردم عرب وبسيارى از مسلمانان نادان را نسبت به نبرد با آن حضرت وگرفتن شهرها به دست آورند .
( 63094 - 63042 ) پنجم : خريدن آنان دنياي حاضر را عوض آخرت نيكان ، يعنى اجر ومزد اخروى ، كلمهء شراء خريدن استعاره براي به عوض گرفتن آنان دنيا را به جاى آخرت است ، وچون در شعار اسلامى اين كار ، زيانى جبران ناپذير است ، امام ( ع ) در موضع نكوهش آنها بيان كرده است ، آن گاه در مقام وعد ووعيد به آنها يادآور شده است كه رسيدن به نيكى منحصر به نيكوكاران است تا آنها تشويق به نيكوكارى شوند ، وكيفر به بدى منحصر به بدكاران است تا آنان از بدى دورى كنند . وسپس نامهء خود را با يك امر ويك نهى پايان داده است : امّا فرمان آن است كه نسبت به كار ووظيفهاى كه به عهده دارد ، خود را جاى كسى كه شايستهء آن است قرار دهد يعنى دورانديش واستوار در عقيدة وكوشاى در أطاعت خدا ، خيرخواه عاقل ، براي خود ودوستان خود ، فرمانبر امام ورهبر باشد ، وامّا هشدار
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١١٥