تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
فريب دادى ، وآنان را در موج درياى خود كه پوشيده از تاريكيها ودستخوش أمواج گمراهيهاست در افكندى ، تا اين كه از راه راست دور افتادند وبه راه وروش جاهليّت خود بازگشتند ، وبه حق پشت كردند وبه افتخارات وتعصّب خانوادگى خود ، تكيه كردند ، جز آنهايى كه أهل بينش بودند كه پس از شناخت چهرهء باطل تو برگشتند واز كمك تو رو بر تافته وبه خدا رو آوردند ، چه آنها را تو با زور به سمت باطل كشاندى واز راه راست دور ساختى . پس اى معاوية در بارهء خود از خدا بترس وزمام اختيارات را از دست شيطان بگير ، زيرا دنيا از دست تو بيرون خواهد شد وآخرت نزديك به تو است . والسلام »

[ شرح ]

مىگويم « 1 » : اين نامه چنين آغاز مىگردد : « از طرف بندهء خدا أمير مؤمنان به معاوية پسر أبو سفيان . امّا بعد ، براستى دنيا جاى تجارت وسود آن همان آخرت است . بنا بر اين خوشبخت كسى كه سرمايه‌اش در دنيا اعمال شايسته است وحقيقت دنيا را مىشناسد وارزش آن را چنان كه هست مىداند ، [ معاوية ! ] من تو را با شناختى كه از قبل دارم ، نصيحت مىكنم با اين كه آنچه در بارهء تو مىدانم بيقين محقّق مىشود ! اما چه كنم كه خداى متعال از عالمان پيمان گرفته است كه امانت را به جاى آورند وگمراه وهدايت يافته هر دو را نصيحت كنند . پس تو اى معاوية از خدا بترس واز آن كساني مباش كه براي خدا هيچ عظمتي قائل نيستند وعذاب خدا براي آنها مسلّم وحتمي شده است ، زيرا پروردگار در كمين ستمكاران است ، براستى دنيا بزودى از تو بر مىگردد وآه وافسوس به تو رو آور مىشود ، بنا بر اين در اين وقت پيرى وسپرى شدن عمر از خواب گمراهى وضلالت بيدار شو ، زيرا تو امروز مانند آن جامهء كهنه‌اى هستى
هامش
( 1 ) گوينده ابن ميثم بحراني شارح نهج البلاغة عقيدة دارد كه در آغاز نامه حدود هشت سطرى كه در اينجا آورده وجود داشته است ، امّا مرجعي براي اين عبارات نقل نكرده است - م .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 107 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم