هامش
- كردند . زينب خاتون گفت : « در آن أيام ، يك زن از زنان كوفه به نزد ما نيامدند . چون أسير بوديم ، كنيزان به ديدن ما مىآمدند . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 719 - 720
بالجملة ، نوشتهاند : بعد از مكالمات ، ابن زياد ملعون با أهل بيت أطهار فرمان كرد تا علي بن الحسين وأهل بيت عليهم السّلام را از نزد أو بيرون بردند ودر خانهء ناپسند كه در كنار مسجد جامع بود ، جا دادند .
مكشوف باد كه در باب حبس كردن أهل بيت أطهار در كوفه ، روايات مختلف به نظر رسيده است وآنچه به صحت مقرون است ، اين است كه در بدو ورود پيش از آن كه به مجلس ابن زياد درآورند ، در آن شب در محبس جا دادهاند واز آن پس كه به مجلس ابن زياد درآمدند وآنگونه مكالمات بهپا رفت وأغلب مردم منزجر ومتفكر شدند ، ايشان را در آن ويرانه منزل دادند تا از جانب يزيد چه حكم برسد . مدتي برگذشت تا خبر بيامد ؛ چنانكه تحقيق اين مطلب در كتاب أحوال امام زين العابدين عليه السّلام مسطور است وهر كس در آنجا بنگرد وبا آنچه در اينجا مسطور شده است ومىشود بسنجد ، حقيقت امر بر وى مكشوف مىافتد .
در كتاب بحر المصائب از بعضي كتب مرقوم است كه ابن زياد ملعون چندى تفكر كرد وبا دربانان خويش گفت : « مرا از دست اين جماعت خلاص كنيد وايشان را از اين قصر بيرون بريد وبه فلان سراى كه در جنب مسجد جامع است ، مسكن دهيد ! »
أعوان ابن زياد بر حسب فرمان ، ايشان را در چنان مكان منزل دادند ؛ لكن مردم كوفه احدى از بيم ابن زياد با ايشان مراوده نكردى وبه تفقد حال ايشان برنيامدى .
ودر بحار الأنوار مسطور است كه ايشان را به خانهاى بردند كه در پهلوى مسجد بود . زينب خاتون سلام اللّه عليها مىفرمود : « لا يدخلنّ عليّ عربيّة إلّا أمّ ولد أو مملوكة فإنّهنّ سبين وقد سبينا » ؛ يعنى : « در آن أيام كسى بر ما درنيامدى واز زنان عرب ما را ملاقاة نكردى ، مگر كنيزان وزرخريدان كه ايشان نيز مانند ما أسير بودند . » ( 1 )
واين معنى در صورتي است كه عبارت بر طريق اخبار باشد واگر از طريق أنشأ باشد ودور نيست صحيح چنين باشد ، معنى چنين خواهد بود كه : نبايد از زنان عرب كسى بر ما ورود نمايد ، مگر كنيزان وأسيران كه مانند ما مىباشند ؛ چنانكه نون تأكيد نيز اين معنى را تأييد مىكند واين وقت ، اين كلام از روى تعرّض خواهد بود .
وهم در آن كتاب مسطور است كه ابن زياد فرمان كرد أهل بيت أطهار را به زندان ببرند وسواران به أطراف ونواحي بفرستاد كه مژده فتح وخبر قتل پسر پيغمبر را به أطراف برسانند .
ودر خبري كه در امالى صدوق عليه الرحمة از حاجب ابن زياد عليه اللعنة مسطور است ، مىگويد : بعد از آن فرمان كرد تا علي بن الحسين عليهما السّلام را غل برنهادند وبا زنان وأسيران به زندان حمل كردند ومن با ايشان بودم وبه هر كجا بگذشتيم از مرد وزن آكنده بود . همه بر صورت مىزدند ومىگريستند . پس ايشان را در زندان حبس كردند ودر بر ايشان بربستند وكار بر ايشان سخت كردند . چه آن روز كه ايشان را وارد كوفه كردند ، نزديك غروب آفتاب ووقت تنگ بود . در روايتي ديگر هم أهل بيت پيغمبر را در سرايى كه -