فوات الثّار ، كلّا إنّ ربّي وربّكم لبالمرصاد .
ثمّ سارت ، فرأيت النّاس حيارى واضعي أيديهم على أفواههم ورأيت شيخا قد دنا منها يبكي حتّى اخضلّت لحيته ثمّ قال : بأبي أنتم وأمّي كهولكم خير الكهول وشبابكم خير الشّباب ونسلكم لا يبور ولا يخزى أبدا ، انتهى . ( 10 * ) . « 1 »
الشّبلنجيّ ، نور الأبصار ، / 378 - 379 - مثله موسى محمّد عليّ ، السّيّدة زينب ، / 133 - 135 ؛ محمود يوسف ، من مجموعة الحسين وبطلة كربلاء ، / 249 - 250 ؛ الموسم ، / 942 - 943
هامش
( 1 ) - أبو منصور طبرسى در احتجاج گويد : خطبهء زينب دختر علي بن أبي طالب در حضور مردم كوفه در آن روز سركوبى ونكوهش آنان بود .
حذام بن ستير اسدى گفت : چون علي بن الحسين را در حال بيمارى با زنان از كربلا به كوفه آوردند ، زنان كوفه گريبان دريدند وشيون بلند كردند ومردان هم با آنها مىگريستند . زين العابدين با آوازى ضعيف كه بيمارى أو را از دست برده بود ، فرياد كرد : « اينها كه گريه مىكنند وجز اينها چه كسى ما را كشته است ؟ »
زينب دختر علي بن أبي طالب اشاره كرد تا مردم خاموش شوند . حذام اسدى گويد : من به خدا هرگز بانوى باشرمى نديدم كه از أو سخنورتر باشد . گويا از زبان أمير مؤمنان سخن به قالب مىريخت وبه مردم اشاره كرد كه گوش كنند . نفسها در سينهها برگشت وزنگها خاموش شدند وپس از ستايش خدا وصلوات بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم گفت : « اما بعد ! اى أهل كوفه ! اى أهل لافزدن وپيمان گسستن وعقب كشيدن ! هلا گريهها نيارامد ونالهها فرو ننشيند . همانا مثل شما مثل آن زنى است كه رشتهء محكم خود را واتابد وشما پيمان خود را وسيلهء دغلى سازيد . جز لاف وخودبينى وگزاف ودروغ در شما چيزى نيست .
تملقگويى كنيزان وكرشمهنوازى دشمنان را شيوهء خود كردهايد . سبزهء پهنزاريد يا زيور گورستان ؟ هلا چه بد براي خود پيش آورديد كه خدا بر شما خشم كرد ودر عذاب ابد جا كرديد ، براي برادرم گريه كنيد ؟ ! آرى ! به خدا بايد گريه كنيد ، زيرا شما را همان گريه شايسته است . پر بگرييد وكم بخنديد كه چنان آلودهء ننگ وگرفتار رسوايى آن هستيد كه هرگز نتوانيد آن را شست . چگونه خون زادهء خاتم نبوت ومعدن رسالت از خود بزداييد كه سيد جوانان أهل بهشت وستاد نبرد وپناهگاه جمع شما بود . براي شما جايگاه آرامش وسازش بود . درد شما را درمان مىكرد وشما را از پيشامدهاى بد نگهدارى مىكرد . در ستيزهجويى با هم به أو مراجعه مىكرديد . منطق درست شما به أو تكيه داشت وأو چراغ راه شما بود . هلا چه بد براي خود پيش آورديد وچه بد بارى براي قيامت خود به دوش گرفتيد . نابودى ، نابودى ، سرنگونى تلاشها بر باد رفت ودستها از كار ماند ومعامله سرمايه را به باد داد . در خشم خدا جا گرفتيد وسكهخوارى وگدايى بر جبين شما زدند . واي بر شما ! مىدانيد چه جگرگوشهاى از محمّد پاره كرديد ؟ وچه پيمانى از أو شكستيد ؟ وچه خاندان گرامى از أو به بازار آورديد ؟ وچه پردهء حرمتي از أو دريديد وچه خونى از أو ريختيد ؟ چيز -