هامش
- مىگفت : « پدر ومادرم به قربان شما . پيران شما بهترين پيران وجوانان شما بهترين جوانان وزنان شما بهترين زنان ونسل شما بهترين نسل است . نه خوار مىشوند ونه شكستپذيرند . »
فهرى ، ترجمه لهوف ، / 146 - 149
بشير بن خزيم اسدى گفت : در آن وقت ، زينب خاتون دختر أمير مؤمنان اشاره كرد به سوى مردم كه خاموش شويد وبا آن شدت واضطراب چنان سخن مىگفت كه گويا از زبان حضرت أمير مؤمنان عليه السّلام سخن مىگويد .
پس بعد از اداى محامد الهى ودرود بر حضرت رسالت پناهى وصلوات بر أهل بيت اخيار وعترت أطهار گفت : « اما بعد ، اى أهل كوفه وأهل غدر ومكر وحيله ! آيا شما بر ما مىگرييد ؟ هنوز آب ديدهء ما از جور شما نايستاده ونالهء ما از ستم شما ساكن نشده است . مثل شما ، مثل آن زن است كه رشتهء خود را محكم مىتابيد وباز مىگشود وشما نيز رشتهء ايمان خود را گسستيد وبه كفر خود برگشتيد ونيست در ميان شما مگر دعواي بىاصل وسخن باطل وتملق فرزندان كنيزان وعيبجويى دشمنان ونيستيد مگر مانند گياهى كه در مزبله رويد يا نقرهاى كه آرايش قبرى كرده باشند . بد توشهاى براي خود به آخرت فرستاديد وخود را مخلد در جهنم گردانديد . آيا شما بر ما گريه وناله مىكنيد ؟ خود ما را كشتهايد وبر ما مىگرييد .
بله ! واللّه بايد كه بسيار بگرييد وكم خنده كنيد وعيب وعار ابدى بر خود خريديد ، ولوث اين عار با هيچ آبى از جامهء شما زايل نخواهد شد وبه چه چيز تدارك مىتوان كرد كشتن جگرگوشهء خاتم پيغمبران وسيد جوانان بهشت را ؟ كسى را كشتيد كه ملاذ برگزيدگان شما وروشنكنندهء حجت شما بود . در هر نازله به أو پناه مىبرديد ودين وشريعت خود را از أو مىآموختيد . لعنت بر شما كه بد گناهى كرديد وخود را از رحمت خدا نااميد گردانديد . زيانكار دنيا وآخرت شديد . مستحق عذاب الهى گرديديد . مذلت ومسكنت براي خود خريديد وبريده باد دستهاى شما .
واي بر شما اى أهل كوفه ! چه جگرگوشهها از حضرت رسالت پارهپاره كرديد وچه پردگيان از مخدرات حجرات أو بىستر كرديد وچه خونها از فرزندان برگزيدهء أو ريختيد وچه حرمتها از أو ضايع كرديد . كار قبيح رسوايى چند كرديد كه زمين وآسمان را فرا گرفت . آيا تعجب كرديد كه از آسمان خون باريد ؟ آنچه در آخرت بر شما ظاهر خواهد شد ، از آثار اين اعمال عظيمتر خواهد بود . يارى كرده نخواهيد شد به مهلت خدا . مغرور مشويد كه أو به معاقبهء عاصيان مبادرت نمىنمايد ونمىترسد كه هنگام انتقام أو بگذرد وپروردگار شما در كمينگاه گناهكاران است . »
راوي گفت : به خدا سوگند كه مردم را از سخنان آن جگرگوشهء فاطمهء زهرا حيرتى رو داد وبر حال خود مىگريستند ودستهاى خود را به دندان مىگزيدند . مرد پيرى در پهلوى من ايستاده بود وچندان گريست كه ريش أو تر شد وگفت : « پدر ومادرم فداى شما باد ! پيران شما بهترين پيرانند وجوانان شما بهترين جوانانند وزنان شما بهترين زنانند وأولاد شما بهترين اولادند . هرگز خوار ومغلوب نمىشويد وبزرگى شما را كسى سلب نمىتواند كرد . »
پس حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : « اى عمه ! بس است . بحمد اللّه كه عاقل وكامل ودانايى و -