تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 867

مساهمون:

ص٨٦٧
بأبي أنتم وأمّي ( 18 * ) ، كهولكم خير الكهول ، وشبابكم خير الشّباب « 1 » ، « 2 » ونساؤكم خير النّساء « 2 » ، « 3 » ونسلكم خير نسل ، لا يخزى ولا يبزى « 3 » « 4 » . « 5 »
هامش
( 1 ) - [ في تسلية المجالس والمعالي ووسيلة الدّارين : شبّان ] . ( 2 - 2 ) [ تسلية المجالس : ونساؤهم إذا نطق أنطق النّسوان ] . ( 3 - 3 ) [ وسيلة الدّارين :شبابكم خير الشّباب ونسلكم * إذا عدّ نسل لا يبور ولا يخزى] . ( 4 ) - [ الأسرار : بنزى ] . ( 5 ) - بشير بن خزيم اسدى گفت : آن روز ، زينب دختر على توجه مرا به خود جلب كرد ؛ زيرا به خدا قسم زنى را كه سراپا شرم وحيا باشد ، از أو سخنران‌تر نديده‌ام كه گويى از زبان أمير مؤمنان علي بن أبي طالب سخن ميراند . همين كه همراه با اشارهء دست به مردم گفت : « ساكت شويد ! » نفس‌ها در سينه‌ها حبس شد وزنگ‌ها كه به گردن مركب‌ها بود ، از حركت ايستاد ، سپس فرمود : « ستايش مخصوص خداست ودرود بر پدرم محمّد وأولاد پاك وبرگزيدهء أو باد . اما بعد ، اى مردم كوفه ! اى نيرنگ‌بازان ! وبىوفايان ! به حال ما گريه مىكنيد ؟ اشكتان خشك مباد ونالهء شما فرو ننشيناد . شما فقط مانند آن زنى هستيد كه رشته‌هاى خود را پس از تابيدن باز مىكرد . چه فضيلتى در شما هست ؟ به جز لاف وگزاف وآلودگى وسينه‌هاى پر كينه ؟ به ظاهر همچون زنان كنيز تملق‌گو وبه باطن همچون دشمنان ، سخن‌چين يا مانند سبزىهايى هستيد كه بر منجلاب‌ها روييده ويا نقره‌اى كه با آن قبر مرده را بيارايند . بدانيد كه براي آخرت خويش ، كردار زشتى از پيش فرستاديد كه به خشم خداوند گرفتار ودر عذاب جاويد خواهيد ماند . آيا گريه مىكنيد وفرياد به گريه بلند كرده‌ايد ؟ آرى ! به خدا بايد زياد گريه كنيد وكمتر بخنديد كه دامن خويش را به عار وننگى آلوده كرده‌ايد كه هرگز شست‌وشويش نتوانيد كرد . چه‌سان توانيد شست خون پسر خاتم نبوت ومعدن رسالت را ؟ خون سرور جوانان أهل بهشت وپناه نيكان شما وگريزگاه پيش‌آمدهاى ناگوار شما وجايگاه نور حجت شما وبزرگ ورهبر قوانين شما را ، بدانيد كه گناه زشتى را مرتكب مىشويد . از رحمت خدا دور باشيد ونابود شويد كه كوشش‌ها به هدر رفت ودست‌هاى شما از كار بريده شد ودر سوداى خود ، زيان ديديد وبه خشم خدا گرفتار شديد وسكهء خوارى وبدبختى به نام شما زده شد . واي بر شما اى مردم كوفه ! مىدانيد چه جگرى از رسول خدا بريديد وچه پرده‌نشينى از حرمش بيرون كشيديد وچه خونى از أو ريختيد وچه احترامى از أو هتك كرديد ؟ به طور مسلم كارى كرديد بس بزرگ وسخت وزشت وناروا وخشونت‌آميز وشرم‌آور به لبريزى زمين وگنجايش آسمان . براي شما شگفت‌آور است كه آسمان در اين جريان خون باريد ؟ همانا شكنجهء عالم آخرت ننگين‌تر است وكسى شما را يارى نخواهد كرد . از مهلتى كه به شما داده شده است ، استفاده نكنيد كه پيشى گرفتن شما ، خدا را شتابزده نمىكند واز درگذشت انتقام نترسد كه پروردگار شما در كمينگاه است . » راوي گفت : به خدا قسم آن روز مردم را ديدم كه حيران وسرگردان مىگريستند واز حيرت انگشت به دندان مىگزيدند . پيرمردى را ديدم در كنارم ايستاده بود ، آن‌قدر گريه مىكرد كه ريشش تر شده بود و -