تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
هامش
- تشكوا ، ولا تقولوا بألسنتكم ما ينقص قدركم . فرمود : « اعداد نزول بلا كنيد ، وبدانيد كه خداوند شما را محافظت كند وحمايت فرمايد ، واز شرّ دشمنان نجات دهد ، وعاقبت امر شما را به خير گرداند ، ودشمنان شما را به أنواع عذاب وبلا مبتلا گرداند ، وشما را به أنواع نعم وكرم پاداش فرمايد . لاجرم زبان به شكوى مگشاييد وسخنى مگوييد كه از منزلت ومكانت شما بكاهد . » ( 1 ) . مقنعه ( به كسر ميم وفتح نون ) : پارچه‌اى كه زنان سر خود را با آن پوشند . ( 2 ) . استسلمت ، به كسر همزه به صيغه ماضي وبه فتح آن كه در أصل « استسلمت » بوده ، هر دو صحيح است . ( 3 ) . شكوى : گلايه . ( 4 ) . « اى سكينه ! بدان كه پس از مرگ من ، گريهء تو به درازا مىكشد . » ( 5 ) . « تا جان در بدن دارم ، دل مرا با أشك حسرتت آتش مزن . » ( 6 ) . « اى بهترين زنان ! هنگامى كه كشته شدم ، تو به گريستن سزاوارترى . » بعضي از كتب مقاتل به جاى « تأتينه » ، « تأنينه » ضبط كرده‌اند وآن از مادهء « أنين » به معنى ناله وفرياد است . ( 7 ) . مرغ سنگخواره در سرزمين نجد دلشاد بود وعذاب نمىديد . بازهاى درنده أو را آواره وسرگردان كردند . اگر أو را وا مىگذاشتند ، آسوده مىخوابيد . ( 8 ) . أهل ذمّت : كفارى كه تحت شرايط خاصي به مسلمين جزيه مىپردازند وتحت الحمايهء ايشانند . ( 9 ) . قطيفه : رولباسى . زبرپوش نمودن : بالاى لباس‌ها پوشيدن . ( 10 ) . بترا : كوتاه ، بىدنباله . ( 11 ) . عويل : فرياد ، شيون . ( 12 ) . راجل : پياده . ( 13 ) . در دو نسخهء موجود با غين معجمه ضبط شده است ؛ ولى گويا با عين مهمله به معناى ( بران ) مناسب‌تر است . ( 14 ) . رز : درخت انگور . ( 15 ) . گويا أسب ، سخن آن حضرت را فهميد . ( 16 ) . مسنات : تپه . ( 17 ) . غدر : مكر ونيرنگ . ( 18 ) . تقرير : با سخن ادا كردن . تحرير : با قلم ادا كردن . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 2 / 360 - 361 ، 363 ، 378 - 381 بالجملة ، امام عليه السّلام خواهرش زينب سلام اللّه عليها را فرمود : « جامهء فرسوده وكهنه براي من حاضر كن كه بهايى بر آن نباشد تا چون كشته شوم از بدنم بيرون نياورند وعريانم نيفكنند . » زينب جامه‌اى حاضر بساخت . چون بر بدن مباركش تنگ مىافتاد ، فرمود : « اين جامه أهل ذمّت است . از اين وسيع‌تر بايد بود . » برفتند وجامهء وسيع‌تر آوردند . اطرافش را با دست مباركش پاره ساخت تا بىبهاتر شود . ودر مناقب است كه فرمود : « من كشته مىشوم وجامه از تنم بيرون مىكنند . پس تبّانى بياوردند و -