هامش
- تشكوا ، ولا تقولوا بألسنتكم ما ينقص قدركم .
فرمود : « اعداد نزول بلا كنيد ، وبدانيد كه خداوند شما را محافظت كند وحمايت فرمايد ، واز شرّ دشمنان نجات دهد ، وعاقبت امر شما را به خير گرداند ، ودشمنان شما را به أنواع عذاب وبلا مبتلا گرداند ، وشما را به أنواع نعم وكرم پاداش فرمايد . لاجرم زبان به شكوى مگشاييد وسخنى مگوييد كه از منزلت ومكانت شما بكاهد . »
( 1 ) . مقنعه ( به كسر ميم وفتح نون ) : پارچهاى كه زنان سر خود را با آن پوشند .
( 2 ) . استسلمت ، به كسر همزه به صيغه ماضي وبه فتح آن كه در أصل « استسلمت » بوده ، هر دو صحيح است .
( 3 ) . شكوى : گلايه .
( 4 ) . « اى سكينه ! بدان كه پس از مرگ من ، گريهء تو به درازا مىكشد . »
( 5 ) . « تا جان در بدن دارم ، دل مرا با أشك حسرتت آتش مزن . »
( 6 ) . « اى بهترين زنان ! هنگامى كه كشته شدم ، تو به گريستن سزاوارترى . » بعضي از كتب مقاتل به جاى « تأتينه » ، « تأنينه » ضبط كردهاند وآن از مادهء « أنين » به معنى ناله وفرياد است .
( 7 ) . مرغ سنگخواره در سرزمين نجد دلشاد بود وعذاب نمىديد . بازهاى درنده أو را آواره وسرگردان كردند . اگر أو را وا مىگذاشتند ، آسوده مىخوابيد .
( 8 ) . أهل ذمّت : كفارى كه تحت شرايط خاصي به مسلمين جزيه مىپردازند وتحت الحمايهء ايشانند .
( 9 ) . قطيفه : رولباسى . زبرپوش نمودن : بالاى لباسها پوشيدن .
( 10 ) . بترا : كوتاه ، بىدنباله .
( 11 ) . عويل : فرياد ، شيون .
( 12 ) . راجل : پياده .
( 13 ) . در دو نسخهء موجود با غين معجمه ضبط شده است ؛ ولى گويا با عين مهمله به معناى ( بران ) مناسبتر است .
( 14 ) . رز : درخت انگور .
( 15 ) . گويا أسب ، سخن آن حضرت را فهميد .
( 16 ) . مسنات : تپه .
( 17 ) . غدر : مكر ونيرنگ .
( 18 ) . تقرير : با سخن ادا كردن . تحرير : با قلم ادا كردن .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 2 / 360 - 361 ، 363 ، 378 - 381
بالجملة ، امام عليه السّلام خواهرش زينب سلام اللّه عليها را فرمود : « جامهء فرسوده وكهنه براي من حاضر كن كه بهايى بر آن نباشد تا چون كشته شوم از بدنم بيرون نياورند وعريانم نيفكنند . » زينب جامهاى حاضر بساخت . چون بر بدن مباركش تنگ مىافتاد ، فرمود : « اين جامه أهل ذمّت است . از اين وسيعتر بايد بود . »
برفتند وجامهء وسيعتر آوردند . اطرافش را با دست مباركش پاره ساخت تا بىبهاتر شود .
ودر مناقب است كه فرمود : « من كشته مىشوم وجامه از تنم بيرون مىكنند . پس تبّانى بياوردند و -