تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
مقتل أبي مخنف ( المشهور ) ، / 84 ثمّ نادى : يا أمّ كلثوم ويا سكينة ويا رقيّة ويا عاتكة ويا زينب يا أهل بيتي ، عليكنّ منّي السّلام ، فلمّا سمعن رفعن أصواتهنّ بالبكاء فضمّ بنته سكينة إلى صدره وقبّل ما بين عينيها ومسح دموعها وكان يحبّها حبّا شديدا ثمّ جعل يسكتها ويقول :
هامش
- مىكرد ، آن گروه انبوه مانند مگس وملخ از پيش أو مىگريختند . از هر حمله كه برمىگشت ، لحظه‌اى توقف مىكرد ومىگفت : « لا حول ولا قوّة إلّا باللّه » . تشنگى بر آن حضرت غالب شده بود وهرچند دم آبى از آن كافران مىطلبيد ، مضايقه مىكردند . پس عمر نحس لعين گفت : « اين ، فرزند انزع بطين است واين ، فرزند كشندهء عرب است . شما در مبارزت با أو مقاومت نمىتوانيد كرد . از همهء جانب أو را در ميان گيريد وتيرباران كنيد . » پس چهارهزار نامرد كماندار آن امام زمان را در ميان گرفتند وراه آن حضرت را از خيمه‌هاى حرم مسدود كردند . حضرت ، ايشان را ندا كرد كه : « اى كافران ! اگر دين نداريد ، حميّت عرب چه شده است ؟ شما با من كار داريد ، متوجه خيمه‌هاى حرم مىشويد ؟ » شمر لعين مردم را منع كرد كه نزديك حرم بروند وگفت : « كار أو را زود بسازيد كه أو نيكو كفوى است وكشته شدن از تيغ أو ننگ نيست . » چون تشنگى بر آن جناب غالب شد ، به جانب نهر فرات روان شد ؛ چون به نزديك آب رسيد ، سواران وپيادگان آن كافران سر راه بر آن جگرگوشهء خير البشر ونور ديدهء ساقى حوض كوثر گرفتند وايشان زيادة از چهارهزار نفر بودند . آن شير خدا با لب تشنه بسيارى از ايشان را به سراى جحيم فرستاد . صف لشكر را شكافت وأسب را در ميان آب راند وبه أسب خطاب فرمود : « تو اوّل آب بخور تا من آب خورم . » أسب دهان از آب برداشت وانتظار مىكشيد كه اوّل آن امام تشنه‌لب آب بياشامد . چون امام كفى از آب برگرفت كه بياشامد ، ملعونى فرياد زد : « تو آب مىآشامى ولشكر مخالف در خيمه‌هاى حرم درآمده‌اند ؟ » حضرت آب را ريخت ورو به خيمه‌ها روانه شد . ديد كه آن خبر اصلى نداشت . دانست كه مقدّر شده است كه روزهء آن روز را از آب كوثر به دست خير البشر افطار كند . پس بار ديگر أهل بيت رسالت وپردگيان سرادق عصمت وطهارت را وداع گفت وايشان را به صبر وشكيبايى امر فرمود وبه وعدهء مثوبات غيرمتناهى الهى تسكين داد وفرمود : « چادرها بر سر گيريد وآمادهء لشكر مصيبت وبلا شويد وبدانيد كه حق تعالى حافظ وحامى شماست وشما را از شرّ اعدا نجات مىدهد وعاقبت شما را به خير مىگرداند ودشمنان شما را به أنواع بلاها مبتلا مىسازد وشما را به عوض اين بلاها در دنيا وعقبى به أنواع نعمت‌ها وكرامت‌ها مىنوازد . زينهار كه دست از شكيبايى برمداريد وكلام ناخوشى بر زبان مياريد كه موجب نقص ثواب شما شود . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 684 ، 685 - 686