هامش
- رقيه ! اى فاطمه ! سخن مرا به گوش گيريد وبدانيد كه اين پسر من ، خليفهء من است بر شما وأو امام مفترض الطاعة است . »
آنگاه فرمود : « اى فرزند من ! شيعهء مرا سلام برسان وبه ايشان بگوى كه پدرم غريب بمرد . بر وى ندبه كنيد وشهيد بگذشت بر وى ، گريستن گيريد . »
وهم در آن كتاب مسطور است كه امام عليه السّلام به ايشان فرمود : « اى ستمديدگان وغريبان ! با اين همه حال به مصيبت من مبتلا خواهيد شد وبعد از آن ، شما را أسير وغارت خواهند كرد وشهر به شهر وديار به ديار خواهند گردانيد وسر مرا با سرهاى برادران وفرزندان وخويشان وياوران به هديه از بهر يزيد مرتد مىبرند . »
چون جناب زينب خاتون وامّ كلثوم وسكينه اين سخن بشنيدند ، بىتاب شدند وچنان بگريستند كه سكان سماوات را به فرياد وناله درآوردند .
بالجملة ، مطابق ترتيب روايتي كه مسطور مىشد ، چون جناب سيّد الشهدا صلوات اللّه عليه در آن عرصه پرمحنت وبلا تنها بماند وآهنگ مقاتلت اعدا بفرمود وامام زين العابدين عليه السّلام بانگ آن حضرت را در طلب نصرت بشنيد ، با آن حال ناتوان نيزه وبه روايتي شمشيرى برگرفت وافتان وخيزان جانب ميدان سپرد . امّ كلثوم از قفايش بانگ برآورد : « اى برادرزاده ! بازشو . »
فرمود : « اى عمه ! دست بازدار تا پيش روى پسر پيغمبر جهاد كنم . »
امام حسين فرمود : « اى امّ كلثوم ، أو را بازدار تا جهان از نسل آل محمّد صلّى اللّه عليه واله وسلم تهى نشود . » آنگاه بانگ برداشت : « يا سكينه ! يا فاطمه ، يا زينب ! يا امّ كلثوم ! عليكنّ منّي السّلام . »
معلوم باد كه در اين خبر بىنظر نشايد رفت . چه موافق اخبار علماى سنّى وشيعي حضرت باقر سلام اللّه عليه در اين وقت چهارساله يا بيشتر بود وبا اين حال چگونه اگر جناب سيّد السّاجدين صلوات اللّه عليه شهيد مىشد ، جهان از نسل آل محمّد صلّى اللّه عليه واله وسلم خالى مىماند وحال اين كه به پارهء ائمهء هدى عليهم السّلام نيز در سن شش سالگى ونه سالگى امامت انتقال يافته است ، بلكه عيسى بن مريم عليهما السّلام در گاهواره صيت نبوتش از زمين به ستاره پيوست .
وپاسخ چنين است كه موافق اخبار ونصوص ، امامت امام زين العابدين عليه السّلام بعد از پدرش سيّد الشهدا از مقدّرات الهى واز آن چيزهاست كه بدا را در آن تطرق نيست . پس اگر امام زين العابدين عليه السّلام در اين روز مقتول مىشد ، آن أزمنة كه در تقدير خداى تعالى به امامت آن امام والا مقام اختصاص وامتياز داشت ، از آن حجت خداى خالى مىماند . اگر چند محمّد بن علي باقر سلام اللّه عليهما كه بعد از انقضاى اين مدت به امامت برمىخاست ، در اين زمان موجود بوده باشد ومعنى كلام سيّد الشهدا « ما كان اللّه ليقطع نسلي من الدّنيا » همان نسل است كه حجتهاى خداى هستند در زمين خداى .
ونيز اگر گوييد : « چون چنين باشد ! امامت امام زين العابدين از مقدّرات فرضيه إلهية است ، چگونه امام حسين مىفرمايد أو را بازدار تا جهان از نسل آل محمّد خالى نماند وأو چگونه كشته مىشد وبر اين جمله بر افزون خود حضرت سيّد الشهدا نيز پيش از آن واقعه خبر داده بود كه وى كشته نمىشود ؟ » -