تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
الصّادق ، زينب وليدة النّبوّة والإمامة ، / 13 وقد تربّت في حجر النّبوّة ومهبط الوحي ومدرسة الولاية ، ومن نتائج تربيتها كانت لها حلقة تدريس تفسير القرآن الكريم للنّساء ، وممّن حضرت هذه الجلسات هند زوجة يزيد بن معاوية . الجلالي ، شرح الأخبار ( الهامش ) ، 3 / 198
هامش
- در خصايص زينبيه جزايرى صفحه 27 مىنويسد : در أيامي كه أمير المؤمنين عليه السّلام در كوفه تشريف داشت ، آن مكرمه را مجلسي بود . در منزل خود براي زن‌ها تفسير قرآن بيان مىفرمود . يكى از روزها تفسيركهيعصرا مىفرمود . در اين بين أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شد وفرمود : « اى نور ديده ! شنيدم تفسيركهيعصرا مىنمايى ! » عرض كرد : « بله يا أبتاه ! فدايت شوم . » فرمود : « اى نور ديده ! اين رمزى است در مصيبت وارده بر شما عترت پيغمبر . » پس مصايب ونوائبى را كه بر آن‌ها وارد مىشد ، براي آن مخدره بيان فرمود . پس فرياد ناله وگريهء آن مظلومه بلند شد ؛ ( إلى آخره ) . ودر بحر المصائب ، شيخ محمد جعفر بن سلطان أحمد بن شيخ علي بن شيخ حسن تبريزى المطبوع سنة 1295 مىنويسد : پس از يك سال از ورود أمير المؤمنين عليه السّلام به كوفه ، زن‌هاى محترمهء آن شهر به توسط مردان خود به آن حضرت پيام فرستادند كه : « آنچه شنيده وفهميده‌ايم ، جناب زينب خاتون محدثه وعالمه‌تالى بتول وجگرگوشهء رسول ومانند مادرش ستوده سير واز جمله جهانيان برتر است . اگر أجازت فرمايى ، بامداد كه يكى از أعياد مخصوصة است ، در خدمتش مستفيض شويم . » أمير المؤمنين عليه السّلام اجازه داد ؛ چون حضرت زينب مطلب ايشان را بدانست ، با خازن پدرش فرمود تا رشتهء مرواريد پربها حاضر ساخت ؛ چون أمير المؤمنين عليه السّلام به حجره آن مخدره درآمد واز خازن بيت المال بپرسيد ، خازن نوشتهء مختومه حضرت زينب را كه در امانت خواستن آن مرواريد فرستاده بود ، بنمود . آن حضرت قبول فرمود . پس زن‌هاى محترمهء كوفه به مجلس آن مخدره بيامدند وبا كمال خضوع وخشوع به زيارتش نائل شدند ومقاصد ومطالب خويش را به عرض رساندند وبه استفاضت واستفادت مفاخرت يافتند . در مدت أقامت آن مخدره در كوفه ، چنانچه به آن اشاره شد ، معظمات ومحترمات زنان شيعه شرفياب حضور آن بضعه مرتضوي مىشدند واز أنفاس قدسيه‌اش بهره‌ها مىبردند وبه فيوضات كامل نائل مىشدند . وتا مدت پنج سال عليا مخدرهء زينب در نظر مردم لشكرى وكشورى وحضرى وبدوي اميرزاده واميرهء كوفه بود ، ودائما منزل أو ملاذ وملجأ فقرا ومساكين وشعرا وأرباب حوائج بود كه اين مطلب در ترجمهء عبد اللّه روشن خواهد شد ، وسابقا مذكور شد كه آن مخدره ، مجلس تفسير قرآن داشت كه بانوان كوفه از أو استفاده مىكردند تا آن كه به داغ پدر مبتلى وقلب عليا مخدره جريحه‌دار شد . محلاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 57 ، 60 ، 74