تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
هامش
- وهم در ناسخ التواريخ مسطور است كه چون حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام از كفن فاطمه بپرداخت وخواست أو را در جامهء زبرين درپيچد ، ندا در داد : « اى امّ كلثوم ! اى زينب ! اى سكينه ! اى فضه ! اى حسن ! اى حسين ! تقديم امر مادر خود را حاضر شويد كه از اين پس ، ديدارش جز در بهشت ميسّر نشود . » ودر اين مقام زينب وامّ كلثوم هر دو مذكورند واگرچه از طرز نداى دو نفر اراده شده ، اما ممكن است كه از امّ كلثوم وزينب يك تن را خواسته باشند ، چنان كه در مقامات ندبه واستغاثه بسيار افتد كه يك تن را به نام وكنيت ، بلكه لقب بخوانند ؛ چنان كه گويند : « اى على ! اى أبو الحسن ! اى أسد اللّه ! اى ابن عم‌رسول اللّه ! به فرياد ما بيا ! » ودر بعضي كتب ، نام سكينه مذكور نيست . وهم در كتاب « رياض الشهادة » مسطور است كه بعد از وفات حضرت فاطمه زينب وامّ كلثوم خود را برفراز نعش مادر بينداختند وهم گويد : حضرت صديقه زهرا در وصيتي كه به حضرت أمير المؤمنين مىكرد ، به دختران خود سفارش مىفرمود واين خبر با آن خبر كه به امّ كلثوم اختصاص مىيابد ، مخالف است ، تواند بود ، حضرت فاطمه مكرر وصيت كرده باشد وگاهى هنوز افزون از يك دختر نداشته است . ( 1 ) . رزيّت يعنى مصيبت . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 191 - 193 ثمّ توفّيت صلّى اللّه عليها وعلى أبيها وبعلها وبنيها ، فصاحت أهل المدينة صيحة واحدة واجتمعت نساء بني هاشم في دارها فصرخوا صرخة واحدة كادت المدينة أن تتزعزع من صراخهنّ وهنّ يقلن يا سيّدتاه يا بنت رسول اللّه ، رأقبل الناس مثل عرف الفرس إلى عليّ وهو جالس والحسن والحسين بين يديه يبكيان ، فبكى النّاس لبكائهما ، وخرجت امّ كلثوم وعليها برقعة وتجرّ ذيلها متجلّلة برداء غلبها تشييحها وهي تقول : يا أبتاه يا رسول اللّه الآن حقّا فقدناك فقدا لا لقاء بعده أبدا ، واجتمع النّاس فجلسوا وهو يضجّون وينتظرون أن تخرج الجنازة فيصلّون عليها ، وخرج أبو ذرّ فقال : انصرفوا فانّ ابنة رسول اللّه قد اخّر إخراجها في هذه العشيّة ، فقام النّاس وانصرفوا . چون فاطمه عليه السّلام بسراى جاودانى تحويل داد ، أهل مدينه فرياد برداشتند وصيحه در دادند وزنان بني هاشم در خانهء فاطمه انجمن شدند وبضجّه واحده بگريستند از عويل ونحيب ايشان زلزله در مدينه افتاد وهمى گفتند : يا سيّدتاه يا بنت رسول اللّه ، ومردان بر علي عليه السّلام گرد آمدند وآن حضرت نشسته بود وحسن وحسين در پيش روى آنحضرت مىگريستند واز گريهء ايشان ناله وافغان مردم هر زمان به زيادت مىشد ، امّ كلثوم خويش را در ردائي محفوف داشته وبرقعى آويخته دامن‌كشان همى آمد وهمى گفت : يا أبتاه يا رسول اللّه ، الآن حرمان ما از حضرت تو راست آمد ودانستم كه ديگر تو را ديدار نخواهيم كرد ومردم مدينه همگان به هاهاى مىگريستند وانتظار مىبردند كه جنازهء فاطمه را بيرون خواهند آورد ومردمان بر وى نماز خواهند گذارد ، واين وقت أبو ذر بيرون شد وگفت : باز شويد اى مردم كه جنازهء دختر پيغمبر را اين هنگام نقل وتحويل نمىدهند ، لاجرم مردمان مراجعت كردند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زهرا عليها السّلام ، 4 / 187 - 188 فقال عليّ : واللّه لقد أخذت في أمرها وغسّلتها في قميصها ولم أكشفه عنها ، فو اللّه لقد كانت ميمونة طاهرة مطهّرة ، ثمّ حنّطتها من فضلة حنوط رسول اللّه ، وكفّنتها وأدرجتها في أكفانها ، فلمّا هممت أن أعقد الرّداء ، -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 329 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية