هامش
- من عايد مىشود ؛ إلى آخر الخبر . »
ونيز در همين كتاب مسطور است كه : « چون صديقه طاهره سلام اللّه عليها به جهان جاويدان خراميد وأمير المؤمنين وحسنين وديگران به گريستن بنشستند ، جناب امّ كلثوم چادرى بر سر داشت وسبحه خود را در گوشهء چادر بربسته [ بود ] . از حجره مبارك گريان بيرون آمد وهمى گفت : « يا أبتاه ! يا رسول اللّه ! بعد از ارتحال مادر ، ما را راست گرديد مصيبت ومفارقت از خدمت تو واز اين پس ، از حضرت تو وخدمت مادر مظلومهء خويش محروم مانديم . »
معلوم باد كه از اين پيش نيز در اين كتاب به پارهاى فقرات اين دو خبر أشارت رفت ؛ اما خبر نخست بسيار بعيد مىنمايد ؛ چه در باب تقسيم ارث وانفراد حضرت امّ كلثوم از ساير أولاد چگونه با قانون شرع توافق مىجويد ونيز اگر اين خبر صريح وصحيح باشد ، چرا ديگران بر نگارش آن أشارت نكردهاند وهم چنين چادر بر سر داشتن وسبحة به آن پيوستن واين كلمات بر زبان آوردن ، با سن جناب امّ كلثوم توافق نمىجويد ؛ چه اگر بعد از حضرت زينب چنان كه از جمهور اخبار مستفاد مىشود تولد يافته باشد ، بايد در زمان حضرت صديقه طاهره صلوات اللّه عليها شيرخوار باشد .
بلكه چنان مىنمايد كه اگر اين خبر نخست ودويم مقرون به صدق باشد ، حضرت صديقه را به جز امّ كلثوم دخترى نبوده [ است ] با اينكه جمله محدثان ومورخان اتفاق دارند كه آن حضرت را دو دختر است ؛ بلكه پارهاى رقيه را نيز از حضرت صديقه طاهره عليهما السّلام مىشمارند ، چنان كه از اين پيش نيز مسطور شد ودر تمام وقايع سفر كربلا ، سفر شام وساير مطالب وسوانح از هر دو نام بردهاند واز كلمات وخطب وأحوال هر دو تن بيان كردهاند .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 66 - 67
در كتاب ناسخ التواريخ تأليف پدرم ميرزا محمّد تقى سپهر لسان الملك أعلى اللّه مقامه مسطور است كه :
« چون حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا صلوات اللّه عليها وفات فرمود ، حسن وحسين در پيشروى مبارك أمير المؤمنين علي عليه السّلام نشستند وهمىبگريستند . امّ كلثوم خود را در ردايى پيچيده وبرقعى آويخته دامنكشان همى بيامد وهمى گفت : « يا أبتاه ! يا رسول اللّه ! الآن حرمان از حضرت تو راست آمد ، ودانستم تو را ديدار نخواهيم كرد . » [ سپس كلام صاحب بيت الأحزان از كتاب سرور الشّيعه را نقل كرده است كه بيان آن در صفحهء قبل گذشت . ]
راقم حروف گويد : « در لخت اوّل اين خبر بىنظر نشايد بود . چه اگر فاطمه زهرا را غير از امّ كلثوم دخترى ديگر بودى ، چگونهاش در آن حال صغارت از مال خود بىبهره كردى ، ونيز عمدهء توارث به حسنين عليهما السّلام اختصاص دارد وأمير المؤمنين عليه السّلام نيز بهرهمند است وهم از حضرت فاطمه كه عالمه بما كان وبما يكون وبه مقامات امامت وولايت مطلقهء أمير المؤمنين صلوات اللّه عليهما از ديگران داناتر است ، چگونه در سفارش حسنين آنگونه كلمات مىفرمايد ؛ چنان كه در كتب معتبره كه از وصاياي آن حضرت با أمير المؤمنين مسطور مىدارند ، كمال تفويض وتسليم آن حضرت را مىنمايد . »
لكن از لخت آخر اين خبر كه با ناسخ التواريخ نيز توافق دارد ، معلوم مىشود كه امّ كلثوم همان حضرت زينب است كه در تحت نكاح عبد اللّه بن جعفر برفت . -