تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
هامش
- سلمان وبريده وگروهى از بني هاشم وخواصّ آن حضرت بر آن حضرت نماز كردند ودر همان شب أو را دفن كردند . حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر ديگر ساخت كه ندانند قبر آن حضرت كدام است . به روايتي ديگر : چهل قبر ديگر را آب پاشيد كه قبر آن حضرت در ميان مشتبه باشد . به روايت ديگر : قبر آن حضرت را با زمين هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد . اين‌ها براي آن بود كه عين موضع قبر آن حضرت را ندانند وبر قبر أو نماز نكنند وخيال نبش قبر آن حضرت را به خاطر نگذرانند . مجلسي ، جلاء العيون ، / 269 - 270 ، 272 از آن خبر در أغلب تواريخ مسطور است كه چون حضرت صديقه طاهره سلام اللّه عليها بدرود زندگانى فرمود وأمير المؤمنين صلوات اللّه عليه بدن مباركش را با هفت جامه كفن كرد وخواست آن اندام مطهر را در جامهء زبرين پيچيده دارد ، ندا در داد : « اى أمّ كلثوم ! اى زينب ! اى سكينه ! اى فضه ! اى حسن ! اى حسين ! تقديم مادر خود حاضر شويد كه از اين پس ، ديدارش جز در بهشت ميسّر نمىشود . » معلوم مىشود كه حضرات مطهّرات چندان كودك نبوده‌اند كه درخور خطاب نباشند واز اين‌كه از ظهور جزع وسوگوارى ايشان چيزى نگارش نداده‌اند ونيز در ديگر أوقات حيات صديقه طاهره خبري از ايشان كه دلالت بر شمردگى روزگار نمايد ، ياد نكرده‌اند ، معلوم مىشود كه بس خردسال بوده‌اند . مع ذلك ، مراتب أولاد امام وذريهء خير الأنام را با ديگر مردم قياس نتوان كرد ونيز در مقامات اظهار جزع ومصيبت وماتم‌زدگى ورزيّت ( 1 ) گاه تواند بود كه به طفل شيرخوار خطابي كه درخور كبار است ، صادر شود . ونيز در پاره‌اى كتب در اين خبر اسم سكينه مسطور نيست . چنان مىنمايد كه صحيح نيز همين باشد . چه حضرت صديقه طاهره سلام اللّه عليها را بيرون از حضرت زينب وامّ كلثوم دخترى نبوده است ؛ مگر به پاره‌اى روايات كه رقيه نامى را مذكور داشته‌اند ؛ چنان كه مسطور شد وخادمهء آن حضرت هم فضّه خاتون است . ونيز حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را در زمان حضرت صديقهء طاهره زنى ديگر نبوده است كه دخترى سكينه نام از وى باشد وخادمهء آن حضرت هم جناب فضه خاتون است . مگر اين‌كه از أقارب يا نسوانى باشد كه به آن خاندان مبارك اتصال داشته باشد وپاره‌اى نويسندگان را گمان رفته باشد كه وى دختر صديقه طاهره صلوات اللّه عليهاست . از اين روى پاره‌اى اخبار ومقالات را به وى منسوب داشته باشند ؛ والعلم عند اللّه تعالى . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 42 - 43 در كتاب بيت الأحزان از كتاب سرور الشيعة از تفسير نيشابورى در ضمن حديث فضه چنين مىنگارد كه : « چون حضرت فاطمه زهرا از دنيا رحلت همى خواست ، فرمود بر فراز حصيرى بيفتاده وبدن مباركش را در گليمى ملفوف ساخته [ بود ] . أمير المؤمنين عليه السّلام برفراز سر مباركش جاى داشت وامام حسن خود را بر سينهء شريفش افكنده وامام حسين عليهم السّلام در پايين پاى مباركش جاى نموده بود وبه جمله مىگريستند . صديقه طاهره گفت : « يا علي ! حسين مرا خاموش فرماى كه مرا وصيتي چند است . نخست آن كه خاطر فرزندانم را گرامى دارى وبر روى ايشان بأنك برنياورى وبا ايشان به مهر وعطوفت باشى ! ديگر اين كه از أموال من آنچه سهم من مىشود به امّ كلثوم ومقدارى از آن را به فقرا سپارى كه نفع آن به -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 327 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية