تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
هامش
- أقول : عبادت نه تنها نماز شب وساير نوافل مىباشد ، بلكه تمام حركات وسكنات آن مخدره همه عبادت پرقيمت بود . أصلا عليا مخدره زينب احياى مراسم خداپرستى وعبادت وبندگى نموده واگر حركت عليا مخدره زينب از كربلا به كوفه واز كوفه به شام وقوع پيدا نكرده بود ، دين وعبادت مندرس ومحو شده بود . زهد عليا مخدّره زينب عليها السّلام : اما زهد در معاني الأخبار صدوق مىفرمايد : « زاهد كسى را مىگويند كه آنچه را كه خدا دوست دارد ، دوست داشته باشد وآنچه مورد بغض اوست ، دورى گزيند واز حلال بيش از حد كفاف نخواهد وبه سوى حرام ميل نكند . » ودر مجمع البحرين در لغت زهد بعد از نقل روايت مذكوره مىفرمايد : « وفي الحديث : أعلى درجات الزّهد أدنى درجات الورع ، وأعلى درجات الورع أدنى درجات اليقين ، وأعلى درجات اليقين أدنى درجات الرّضا » . وعليا مخدره زينب أعلى درجات رضا وتسليم را داشت . زنى كه شوهرش بحر الجود عبد اللّه جعفر بود كه خانهء أو بعد از منزل خلفا وملوك در درجهء اوّل عظمت بود وأرباب حوايج هماره در آن بيت الشرف تجمع داشته‌اند وبراي خدمت كمر بسته حاضر وآماده فرمان‌بردار بودند وآن مخدومه با اين حال از براي رضاى خدا از همه صرف‌نظر كرد واز تجمل وزينت كه با فطرت زنان آميخته روى بپوشيد واز مال وجاه وجلال دنيوي به كلى صرف‌نظر كرد . حتى از شوهر با رضاى أو ، وأولاد وخدم وحشم چشم پوشيد تا با كمك برادرش حسين ، دين خدا را نصرت كند ونفس خود را ذليل كرد براي رضاى خدا تا به مقامات عاليه نايل شود . جود وسخاى آن مخدّره : اما جود وسخاى حضرت زينب گفتنى نيست . كسى كه در خانهء اجواد واسخيا پرورش يافته ودر خانهء بحر الجود عبد اللّه جعفر زندگانى كرده بود ، از وطن وخانه وشوهر وأموال چشم بپوشيد . به علاوة از دو قرة العين خود صرف‌نظر كرد وآنها را به خدمت برادر بياورد تا قرباني راه حق بشوند ، ودر راه شام وكوفه نان خود را به أطفال داد وخود گرسنه به سر برد . چگونه جود أو را درحيّز تحرير يا تقرير توان درآورد ؟ فعلا در خاطر ندارم ونمىدانم كجا ديدم كه ميهمانى براي أمير المؤمنين عليه السّلام رسيد . آن حضرت به خانه آمد وفرمود : « اى فاطمه ! آيا در نزد شما طعامي براي ميهمان به دست مىشود ؟ » عرض كرد : « فقط يك قرصه نانى است كه آن را برى دخترم زينب ذخيرة كرده‌ام . » حضرت زينب بيدار بود . عرض كرد : « اى مادر ! نان مرا براي ميهمان ببريد . من صبر مىكنم . » چگونه طفلى كه در آن وقت چهار يا پنج سال بيشتر نداشته ، اين جود وكرم را داشته است ؟ ديگر چگونه كسى مىتواند به عظمت آن بانوى عظما پىببرد ؟ زنى كه هستى خود را در راه خدا بذل كرد وفرزندان از جان عزيزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق كرد واز آن‌ها گذشت . البتة نهايت وغايت جود است . در خيرات حسان گويد : حضرت زينب دختر حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام دوست ودشمن معترفند در -