تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
هامش
گويد : ابن‌مساحق گفت : « اى پسر اشتر ! تورا به خدا انتقامى از من مىخواهى ؟ آيا ميان من وتو دشمنى بوده است ؟ » گويد : اشتر راه وى را باز كرد وگفت : « اين را به ياد داشته باش . » وبعدها اين رفتار ابن‌اشتر را ياد مىكرد . گويد : پس برفتند تا از پى حريفان وارد بازار شدند ، به مسجد درآمدند وابن‌مطيع را به مدّت سه روز محاصره كردند . نضر بن‌صالح گويد : ابن‌مطيع در اثناى سه روز كه در قصر محاصره بود ، آرد به ياران خويش خورانيد . بزرگان شهر با وى بودند به جز عمرو بن حريث كه به خانهء خويش رفت ودربند محاصره نبود . پس از آن از خانه برون شد وسوى دشت رفت . گويد : مختار بيامد ، به يك سوى بازار جا گرفت ومحاصرهء قصر را به ابن‌اشتر ، يزيد بن انس واحمربن شميط واگذاشت . ابن‌اشتر بر در قصر بود كه مجاور مسجد بود . يزيد بن انس بر قسمتى بود كه مجاور بنىحذيفه وكوچهء دارالروميين بود . احمربن شميط بر آن قسمت بود كه مجاور خانهء عماره وخانهء أبو موسى بود . گويد : وقتي محاصرهء ابن‌مطيع وياران وى سخت شد ، بزرگان قوم با وى سخن كردند . شبث به‌پا خاست وگفت : « خدا أمير را قرين صلاح بدارد ! دربارهء خويش وكساني كه با تواند بينديش . به خدا آن‌ها براي تو وخودشان كارى نتوانند ساخت . » ابن‌مطيع گفت : « رأى خويش را با من بگوييد . » شبث گفت : « رأى درست اين است كه براي خودت وبراي ما از اين مرد أمان بگيرى ، برون شوى وخويشتن وهمراهانت را به هلاك ندهى . » ابن‌مطيع گفت : « به خدا خوش ندارم كه از أو أمان بگيرم ، درصورتى كه اميرمؤمنان به سرزمين حجاز وسرزمين بصره تسلط دارد . » گفت : « پس برون شو وكس نداند تا به كوفه پيش يكى از نيك‌خواهان ومعتمدان خويش روى وجاى تورا كس نداند تا برون شوى وپيش يار خويش روى . » ابن‌مطيع به اسما بن خارجه ، عبدالرحمان‌بن مخنف ، عبد الرحمان بن سعيد وبزرگان كوفه گفت : « دربارهء اين رأى كه شبث با من گفت چه نظر داريد ؟ » گفتند : « رأى ما همان است كه شبث با تو گفت . » گفت : « پس صبر كنيم تا شب درآيد . » ابوالمغلس ليثى گويد : عبداللَّه بن عبداللَّه ليثى ، شبانگاه از بالاى قصر بر ياران مختار نمودار شد وبه آن‌ها
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 906 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية