هامش
- أكرم أقواماً بآبائهم فحفظ الأبناء بالآباء ، قوله تعالى وكان أبواهما صالحاً فأكرمهما ، ونحن واللَّه عترة رسول اللَّه فأكرمونا لأجل رسول اللَّه لأنّ جدِّي رسول اللَّه صلى الله عليه وآله كان يقول فوق منبره : احفظوني في عترتي وأهل بيتي فمن حفظني حفظه اللَّه ومَن آذاني فعليه لعنة اللَّه ألا لعنة اللَّه على مَن آذاني فيهم حتّى قالها ثلاث مرّات ونحن واللَّه أهل بيت أذهب اللَّه عنّا الرِّجس والفواحش ما ظهر منها وما بطن ونحن واللَّه أهل بيت اختار اللَّه لنا الآخرة ويروي عنّا الدّنيا ولذّاتها ولم يمتعنا بلذّاتها » .
مىفرمايد : « اى مردمان ! همانا آن سكوت وخموشى كه از روى تفكر در صنايع قدرت وتعقل ودايع 7 فطرت وسپاس ودايع نعمت وعلائم قدرت وشمائم 8 رحمت ونسائم 9 مغفرت وآيات عذاب وعقوبت وجلايل 10 خلقت حضرت احديت وغيرها نباشد ، همانا گمراهى وغوايت است ؛ وآن كلامي كه در ذكرى نباشد ، غبارى بىاختيار ونمايشى بيهوده است . دانسته باشيد كه خداى تعالى اقوامى را به سبب پدران ايشان وجلالت آباى ايشان گرامى ومكرم داشت وحفظ أبناء به آبا فرمود ؛ چنانكه دربارهء آن دو غلام يتيم در قرآن كريم مىفرمايد : « چون پدر ايشان صالح بود ، خداوند دو پسر أو را مكرم داشت . » سوگند به خداى ما عترت رسول خداى هستيم . پس شما با ما اكرام نماييد به سبب رسول خداى ؛ زيرا كه جدم رسول خداى صلى الله عليه وآله گاهى كه در فراز منبر خويش بود ، فرمود : « مرا در عترت وأهل بيت من محفوظ بداريد ، وهر كس مرا ومقام مرا محفوظ بدارد ، خداوندش حفظ فرمايد وهر كس مرا رنج وگزند رساند ، لعنت خداى بر أو باد . دانسته باشيد كه لعنت خداى بر آن كس باشد كه مرا دربارهء ايشان آزار واذيت رساند » أو اين فرمايش را سه مره بگذاشت وسوگند به خداى مائيم أهل بيتي كه خداى تعالى رجس وفواحش را خواه در ظاهر وخواه در باطن از ما برداشت وسوگند به خداوند ، ماييم أهل بيتي كه خداى تعالى آخرت را از بهر ما اختيار فرمود ودنيا را از ما باز داشت وبه لذات آن متمع وبهرهور نخواست . »
معلوم باد كه از بعضي روايات چنان مستفاد مىشود كه مجلس أهل بيت در مسجد خرابه بوده است ؛ از پارهاى روايات مكشوف مىافتد كه در بيتي خراب بوده است ؛ واز روايت صدوق عليه الرحمة در كتاب امالى معلوم مىشود كه زنان امام حسين عليه السلام را با علي بن الحسين در مجلسي جاى دادهاند كه حافظ سرما وگرما نبوده است ؛ چندان كه از سورت 11 سرما وگرما چهرههاى مباركشان پوست نهاده است واز پارهاى اخبار معلوم مىشود كه ايشان در أوائل ورود كه در مجلس بودهاند ، به ميل واراده خويشتن حركت نداشتهاند ؛ چنانكه در خبر مجلس يزيد وصدور آن مكالمات مسطور است كه فرمان كرد ايشان را به محل خود باز گردانند . از پارهاى اخبار آشكار مىشود كه ايشان مدتي نيز در محل ومنزلي كه داشتهاند وبسيار بر ايشان سخت مىگذشته است ، به اختيار خود بيرون مىشدهاند ؛ منتهاى امر بىديدهبان نبودهاند ؛ چنانكه در حديث آن حضرت در أسواق با منهال معلوم شد ؛ واز اينكه فرمودهاند : « ما را در مجلسي جا ساختند كه نه از گرمى روز ، نه از سرماى شب آسايش داشتيم . »
« با اينكه ما را از حر وقر يعنى گرما وسرما نگاهبان نبود » نيز امتداد مدت در محبس نموده مىشود ؛ چه قر به ضم وتشديد به معنى برد 12 است ؛ يا اينكه مخصوص به سرماى زمستان است . -