تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
هامش
- مراجعت به مدينه چگونه رأى زديد ؟ » گفتند : « ما به مدينه مىرويم . چه آن‌جا ، هجرتگاه جد ما است . » پس يزيد ، نعمان بن بشير را كه در شمارِ أصحاب رسول خداى مىرفت ، طلب كرد وگفت : « تجهيز كن ايشان را بدانچه سزاوارند واز بسيج سفر وعلف وآذوقه وخوردنى وآشاميدنى نارسايى به جاى مگذار واز أهل بيت شام ، مردى امين وپارسا با جماعتى از لشكر به ملازمت خدمت ايشان برگمار . » اين وقت ، محمل‌ها حاضر كردند وبه حلل وحلى بياراستند وفرش‌هاى ابريشمين وديباج بگستردند وأموال وأثقال وعطايا وهدايا بر زبر هم نهادند . آن‌گاه يزيد روى به امّ كلثوم كرد . فقال : خذوا هذا المال عوض ما أصابكم . گفت : « بگيريد اين مال را در ازاى آن شدايد ومصايب كه بر شما فرود آمد . » فقالت امّ كلثوم : ما أقلّ حيائك ! وأصلب وجهك ! تقتل أخي وأهل بيتي وتعطيني عوضهم ؟ ! امّ كلثوم فرمود : « اى يزيد ! چه بسيار كم است حياى تو ! وچه بسيار سخت است پيشانى تو ! برادر مرا وأهل بيت مرا گردن مىزنى ودر عوض ايشان ، به من عطا مىكنى ؟ » از پسِ آن ، روى به سيّد سجاد كرد . فقال له : لعن اللَّه ابن مرجانة ، أما واللَّه لو كنت صاحبه ما سألني خلّة إلّاأعطيتها إيّاه ولدفعت عنه الحتف بكلّ ما قدرت عليه ولو بهلاك بعض ولدي ولكن قضى اللَّه ما رأيت فكاتبني وأنه إليَّ كلِّ حاجة تكون لك . گفت : « خداوند لعن كند پسر مرجانه را . سوگند به خدا ، اگر من حاضر بودم ، آنچه حسين از من طلب نمودى ، عطا كردمى ومرگ را از وى دفع دادمى ، به هرچه قدرت داشتم . اگر چند به هلاك بعضي از فرزندان من معلق بود ، لكن قضاى خدا را هيچ آفريده‌اى نتواند برتافت . اكنون از براي اسعاف حاجت تو حاضرم . به هرچه خواهى از مدينه مكتوب كن . » وآنان را كه فرمان كرده بود در خدمت أهل بيت كوچ دهند ، حاضر ساخت ووصيت كرد كه همه جا از پيش روى أهل بيت روان باشيد واگر در عرض راه احدى از ايشان براي رفع حاجتي پياده شود ، همگان باز ايستيد تا حاجت خود را بپردازد وبرنشيند ودر هر منزلي كه فرود آمدند ، از نزديك ايشان دورتر فرود آييد وچنان كار كنيد كه خدمتكاران وحارسان كنند تا گاهى كه وارد مدينه شوند . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 3 / 173 - 174 معلوم باد كه در نگارش اين خطب مباركه على اختلاف الروايات وتطويل كلام به دو عذر معتذريم ؛ وقبول اعتذار را از كرام قوم وفخام جماعتِ خواهش‌گر ، نخست استيعاب 1 كلمات وخطب آن حضرت على حسب المقدور 2 ، دوم وضوح مطلبي مبهم ، چه از كليه اين اخبار مطالب مخفيه آشكار مىشود ؛ اولًا باز مىنمايد كه طول مكث أهل البيت صلوات اللَّه عليهم در دمشق به چه مقدار است . ديگر اين‌كه باز مىنمايد كه اين خطب مبارك وكلمات شريفه بعضي در أوائل ورود وبرخى در مجلس اوّل ملاقاة با يزيد وبعضي در مجلس وبعضي در مسجد وپاره‌اى با حضور يزيد وپاره‌اى بىحضور آن پليد وبرخى بلابد از خود آن -